افزوده : و در ميان سال سنة اربع و ستّين خواجه فخر الدّين كاشى بجوار رحمت شد ،
( 57 ) - ص 307 س 22 - ص 308 س 13 ، معلوم نشد درين ابيات اشاره بكدام مصاف است ،
( 58 ) - ص 308 س 17 ، درين بيت مراد از محمود اوّل اينانج محمود پسر اتابك پهلوان است كه در كتب تواريخ او را بنام قتلغ اينانج ياد كرده شده است و « اينانج محمود » فقط در زت يافت مىشود ،
( 59 ) - س 23 ، چار يار يعنى ( 1 ) اتابك ايلدكز و ( 2 ) اتابك پهلوان و ( 3 ) اينانج محمود ( قتلغ اينانج ) پسر پهلوان و ( 4 ) ابو بكر پسر پهلوان ،
( 60 ) - ص 339 س 13 ، جمال الدّين خجندى ، هو جمال الدّين بن صدر الدّين عبد اللّطيف الخجندى از خانوادهء خجنديان كه در اصفهان رؤساء شافعيّه بودند ، ر ك براى ترجمه و اشعار وى به لباب الالباب عوفى ج 1 ص 266 - 268 ،
( 61 ) - ص 366 س 6 ، خوارزمشاه برى آمذه بوذ ، اين ابتداى ذكر خوارزمشاه خيلى فجائى است و احتمال دارد چيزى ازينجا سقط شده باشد ، بد بختانه در رسالهء جوينى اينجا يك ورق ساقط شده است و نميتوان دانست آنجا چگونه بوده است ؟
( 62 ) - ص 367 س 14 ، يك نقد دو دو سبيكه برهم پيخته ، پيختن اينجا بمعنى پيچيدن است ظاهرا ( ر ك بفرهنگ فولرس ) ، معنى اين عبارت را من كلّ الوجوه نفهميدم و لابد مقصودش اين است كه پانصد سبيكهء زر بوده است كه هريك هزار دينار زر وزن داشته است و از آن سبايك دو دو را باهم پيچيده بخزانه فرستاد ، و اللّه اعلم ،
( 63 ) - ص 370 س 4 ، جمعى خوارزميان بخوارزم و مازندران تشبّث ساخته بوذند ، رسالهء جوينى بجاى خوارزميان « عراقيان » دارد ، آقا ميرزا محمّد قزوينى ملاحظه فرمودهاند كه « بخوارزم » در متن تصحيف است
راحة الصدور و آية السرور در تاريخ آل سلجوق ( فارسى ) — صفحة 485
مساهمون: محمد بن علي بن سليمان الراوندي
ص٤٨٥