بولوالج « 1 » ، و امير آخر ملكشاهى التونتاش امير مسعود « 2 » بيجز را و پسر ط * ط * مسعود محمود را بدر سرخس ، و سلطان بركيارق و سلطان محمّد با يكديگر ح * ب * ب * صلح كردند ، و امير اسمعيل ملك تتش را بشكست و بريشان « 3 » ظفر يافت ، د * ب * و سلطان سعيد محمّد بن ملكشاه + ملكشاه پسر بركيارق و اياز و صدقه را ب * ح * ا * ا * غلبه كرد ، و سلطان مسعود طغرل و سليمانشاه را ، اين مقدار نبشته آمذ ط * و * ب * ديگرها هم برين قياس مىكنذ ،
فصل ، [ چون شهرى يا حصارى گشايند نام گشاينده . . . ]
چون شهرى يا حصارى گشايند نام گشاينده بحروف جمّل برگيرند و نه نه فروروذ و آنچ [ بمانذ ] در جدول عدد بجويذ و انگشت بر نهذ و همچنين نام [ شهر ] يا حصار برگيرذ و نه نه فروروذ و باقى را در برابر آن انگشت نهاذه بجويذ اگر سرخ بوذ نتوانذ گرفتن و اگر سياه بوذ شهر بگيرذ و اگر سبز بوذ ميان ايشان صلح بوذ ، و ما چند نام از نامهاى كسانى كه حصارها و شهرهاى گشوذند ياذ كنيم ،
فصل ، [ خيبر امير المؤمنين على رضى اللّه عنه گشوذ . . . ]
خيبر امير المؤمنين على رضى اللّه عنه گشوذ ، اسكندريّه + عمرو بن ب * ب * ح * و *
هامش
( 1 ) ن ا : بولولوالج
( 2 ) حساب هردو برابر است پس دليل صلح بايد باشد
( 3 ) كذا و الظّاهر : برو