بذل كرد او مال و دختر را براى مصطفى * فرّخ و خرّم كسى كش قبله هم محراب اوست
و چون يمن و شام و عرب تمام از اهل ردّه بپرداخت و منافقان را برانداخت وعدهء حق برسيذ و مقدّمهء الحمّى رائد الموت « 1 » بديذ امير المؤمنين عمر بن الخطّاب رضى اللّه عنه را برگزيذ و نيابت نبوّت بذو سپرد ، عدل عمرى در جهان افتاذ و باستعداد خبر لو لم ابعث لبعثت يا عمر « 2 » سيرت نبوّت پيش گرفت ، و قاعدهء ما يزع السّلطان اكثر ممّا
f . 5 b
يزع الرّحمن « 3 » ممهّد كرد ، عجم را در عرب پيوست و بيخ شرك از زمين بگسست ، كسر طاق كسرى كرد ، قصر قيصر بستذ و خان خاقان و ملك خان ببخشيذ ، ملوك عجم را بشمشير برّان و ناوك پرّان و گرز گران از جهان بركند ، و جهانيان را در زير سايهء انّ الشّيطان ليفرّ من ظلّ عمر « 4 » گرفت و بجاى تخت منبر نهاذ ، و پنج نوبهء بدعهء شيطانى بپنج نوبهء رحمانى بدل كرد ، ناموس ناقوس بشكست و خوراسان در عراق پيوست ، در روم و روس و آذربيجان و عراق و خوراسان تا سرحدّ تركستان منبرهاى اسلام نهاذ ، جزاه اللّه عنّا خير الدّنيا و الآخرة ، اللّهمّ نوّر قبره كما نوّر مساجدنا ، شعر :
مير عمّر كاندر اسلام اوّل او منبر نهاذ * منّت بىعدّ و حد بر دين پيغمبر نهاذ
قصر قيصر بستذ و خيلش مسلمان زو شذند * داغ دين را بر جبين نسل اسكندر نهاد
هامش
( 1 ) ن ا بىحركات
( 2 ) حديث روى عن ابى بكر الصّديق ( تاريخ الخلفاء للسّيوطى طبع كلكته ص 91 بتفاوت يسير )
( 3 ) حديث معروف ( ر ك به لسان العرب در و ز ع ) ، در حاشيه بجاى « الرحمن » بطور نسخهء بدل افزوده : القرآن
( 4 ) حديث معروف ( تاريخ الخلفاء للسّيوطى ص 117 بتصرّف يسير )