تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠

منزل پنجاه و سوم اردوى مبارك در قريهء مورچه‌خورت « 1 » است

فاصلهء ما بين جز و مورچه‌خورت شش فرسنگ است و در اين امتداد ابدا آبادى يافت نشود چنانچه اين مسافت به جهت منزل اردو زياد باشد قرار منزل را در وسط راه در محل قراول‌خانه قديم كه آب گرگاب از كنار آن مىگذرد قرار بدهند ضررى ندارد و بايد سيورسات در اين نقطه قبل از وقت حاضر نمود . راه ما بين گز و مورچه - خورت در طول صحرائى است مسطح و صاف كه ابدا در امتداد چندين فرسخ كوهسار و قراء ديده نمىشود مگر در اواخر راه متصل به خان مادر شاه مختصر كوهى است معروف به گدار . كالسكه از اول الى آخر با كمال خوبى سير نمايد محتاج به تعمير نيست . در نزديك گدار كاروانسراى قديمى است كه به خان مادر شاه موسوم از بناهاى بسيار معتبر است و حال متروك است . مورچه‌خورت قريه‌اى است از توابع برخوار « 2 » و داير ، سكنهء آن‌كه دويست خانوارند و قريب هزار نفر تعداد آنهاست در قلعه سكنى دارند . سربازان دو نفر ، غلام مستحفظ راه بيست نفر . حمام دو ، مسجد دو ، يخچال ندارد . كاروانسراى قديمى محل نزول قوافل موجود ، چاپارخانه در اينجاست . آب گرگاب از وسط آبادى مىگذرد . آب خود مورچه‌خورت از دو رشته قنات است . باغات آن‌كه داراى اكثرى از ميوه‌جات تابستانى است به اضافه انگور و انار و پسته در آن به عمل آيد . زراعت آن از غله و پنبه و كمى ترياك و بسيارى خربزه ممتاز است كه به خارج حمل شود ، هواى آن بسيار گرم ، در
هامش
( 1 ) . در متن همه‌جا « مورچه‌خوار » ضبط شده است . ( 2 ) . در متن « بلخار » ضبط شده .