پس از حركت از سيوند الى يك فرسنگ راه در دامنه پيازى و از وسط درهاى است كه باغستان سيوند در نزديك آن واقع است تا به پلى رسند كه هفت چشمه از سنگ ساخته شده و رود سيوند از آنجا عبور كند ، پس از گذشتن از پل الى منزل تمام راه در سمت شمال رود است و هيچ وقت به آب نبايد زد . پس از آن جلگه قوامآباد به نظر آيد كه در آن زراعت غله و شلتوك داير است و آب آن از بند رود است و در آنجا چاپارخانه دولتى و كاروانسراى جديد ناتمام بسيار عالى كه قوام الملك بنا نموده با قلعه رعيتى كه داراى پنجاه خانوار رعيت بومى است و يك قطعه باغ بزرگ مشجر مثمر باصفا مشاهده شود .
پس از آن به فاصله نيم فرسنگ در همان جلگه نيز چند قطعه باغ مشجر ميوهدار و طاحونهاى متعلق به قوامآباد پديد شود و از آنجا تا يك فرسنگ اراضى زراعت دهات مزبوره فوق است تا به اول تنگ معروف به بلاغى رسد .
اين تنگ كه نيم فرسنگ طول آن است در دره بسيار كم عرض واقع شده كه كوهستان آن جنگل انبوه است و رود سيوند از وسط آن عبور مىنمايد و راه بدون سنگلاخ از نشيب كوه مىگذرد تا به دماغه تنگ مزبور رسد كه سنگهاى برجسته صافى دارد و بايد موافق شرح فوق در آنجا كوهبرى شود .
ايل باصرى در جلگه تنگه بلاغى در اواسط تابستان كه از سرحد مراجعت نمودهاند ييلاق كنند . هواى اين جلگه در تابستان بسيار گرم و مگسهاى مشابه زنبور كه از نيش آنها از مال سوارى و غيره خون بيرون جهد فراوان است .
در تمام امتداد اين سه فرسنگ و نيم راه كوهستان اطراف كه هريك كمتر از ربع فرسنگ با جاده فاصله دارند داراى جنگلاند . نوع شكار
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٩٤