خشك و بىآب است و الى سه فرسخ از شورجستان الى قريه اسدآباد كه در كنار راه واقع شده آبى مشاهده نمىشود و پس از آن الى آباده قريهء فرخآباد در وسط راه و در سمت يمين جاده به فاصلهء يك فرسخ تا قريهء باشكوه مشجر صقاد نمايان است . شكار اين جلگه آهوى فراوان و در كوهسار مزبوره بز و ميش و اغلب پلنگ يافت شود . سيم تلگراف در امتداد جاده و تلگرافخانه و چاپارخانه دولتى در آباده داير [ است ] .
از آباده نيز يك شعبه راه است ، راه ييلاقى معروف به سرحد كه از اقليد به آسپاس امامزاده اسمعيل عبور مىكند مىگذرد و شعبه ديگر از سمت راه قشلاقى و چاپارخانه كه معروف به راه خونخوره و دهبيد است مىگذرد . و اين راه راه كالسكه است و بهعكس راه سرحد كه امكان ندارد در صورت حركت موكب منصور به راه سرحد بايد كالسكهجات از طرف دهبيد حركت نمايد .
آباده قصبهاى است قريب به يكهزار خانوار و تقريبا شش هزار نفر تعداد نفوس آن است . در سه قلعه متصله كه نيز آباد و خرابى ندارد سكنى دارند باغات مشجر مثمر از هر نوع ميوه مرغوب در حول و حوش آبادى متعدد است خاصه رزستان آنكه ممتاز و نتايج آن به اطراف حمل شود . يخچال و سه باب حمام و مسجد مختصرى از خشت كه اهميتى ندارد و معروف است كه حضرت مجتبى عليه السلام در اين مكان فريضه گزاردهاند . ملاحظه شد هواى آباده مايل به گرمى و خشكى است . اطراف آباده از حيثيت اشجار و باغات خالى از صفا نيست .
سرباز و نوكر ديوانى جز سى نفر پياده و سوار كه مستحفظ حدود خاك خود مىباشند ندارد .
صنعت منبت اين قصبه از هر قبيل با نهايت امتياز معروف و
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٥٦