و « خان خوره » كه به طرف مرغاب مىرود متروك باشد . فاصله ما بين آباده و اقليد پنج فرسنگ و يك ربع است . اقليد از توابع آباده فارس و در سمت جنوب شرقى آباده واقع شده ، راه آن الى دو فرسنگ و نيم كه خشك و بىآب و بوتهزار است در كمال صافى و مسطحى است و ابدا نشيب و فرازى ملاحظه نمىشود . آبادى كه در عرض راه ديده مىشود يكى قريهء نجفآباد و ديگرى متصل به آن موسوم به « چنار » و هر دو در سمت مشرق واقع شدهاند و از حيثيت اشجار باشكوه به نظر مىآيد و در طرف مغرب همهجا كوه بلاجى به فاصله نيم فرسنگ و كمتر همراه است ، و پس از دو فرسنگ و نيم مزبور گردنه مختصرى نمايان شود كه در عبور چندان سخت نيست و بعد راه به فاصله يك فرسنگ در امتداد ماهورى خشك و بىآب پيموده شود كه اطراف آن كوههاى مختصر خاكى و سنگى است و پس از آن امتدادى انهار و چشمهسار و باغات مشجر و آبادىهاى دوازدهگانه اقليد است .
اقليد در طول يك فرسخ و كسرى و تقريبا در عرض نيم فرسخ تمام باغات است كه در آن از هر نوع ميوه تابستانى خاصه انگور فراوان كه نتايج آن به اطراف حمل شود ، زراعت آن منحصر به كمى غله و ترياك ممتاز كه در سه موقع پائيز و بهار و اواخر بهار كشت مىشود نهايت ممتاز است . ماليات آن جزو آباده و قريب پنج هزار تومان نقد است . نوكر ديوانى جز هشت نفر غلام راه ديگر ندارد .
جمعيت آن مجموعا نزديك به دو هزار و تعداد نفوس آن قريب ده هزار حمامها و مساجد كه از جمله مسجد جامعى است معروف به بناى عمر عبد العزيز اهالى آن بومى و كمى خوشنشين از اطراف است .
ايلات قشقائى و عرب فارسى و مرندى و باصرى در حدود آن ييلاق نمايند . كوههاى اطراف به فاصلههاى مختلف داراى شكارهاى فراوان
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 158
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٥٨