دالان كوه واقع شده كه در اين فصل تابستان اغلب آن مستور از برف است و از قرار مذكور هر نوع شكار در اين كوه و در سمت شمالى اين قريه از بز و آهو و گور و كبك در اغلب فصول فراوان است .
اين كوه به جهت شكارگاه حضرت و الا هميشه قرق است . اين قريه در انتهاى چمن معروف به قهيز است كه طول آن قريب به پنج فرسخ و عرض آن كموبيش سه فرسخ است ، واقع ما بين دو كوه دالان - كوه و ميشبند است و چمنى بس نيكو و مرتع مالهاى ديوانى و اسبهاى توپخانه است .
اين قريه كمال ييلاقيت دارد و در اين اوقات باد سردى اغلب مىوزد ، اشجار بواسطه سردى دائمى هوا ابدا در اين حدود ملاحظه نشد . برف در كوه جنوبى آن به جهت تابستان نزديك و فراوان است .
ميوهجات آن از خوانسار و كروند اصفهان بايد حمل شود . زراعت اين نقطه منحصر به غله است كه هم از آب و اكثر از ديم به عمل آيد .
جمعيت آن قريب دويست و پنجاه خانوار و اكثر ساداتاند و تعداد نفوس آن قريب به هشتصد و پنجاه نفر مىباشد . مواشى آن خاصه گوسفند زياد است . هيزم آن از كوه دالانكوه از جنس طاق و شور است .
فاصلهء ما بين خوانسار و دمنى پنج فرسخ است . راه آن در يك - فرسنگ اول از دامنهء ماهور كوهسار معروف به سول عبور مىكند و بعد منتهى به دشت شود كه كالسكه در كمال سهولت عبور مىكند .
آبادى كه در امتداد اين راه ملاحظه شد اول قريه محقر سنگ سفيد خوانسار است و ثانى درهبيد فريدن است كه هريك از جاده كنار [ است ] . در تمام اين طول از قرار مذكور شكار آهو بسيار و كبك آن بواسطهء كمآبى اندك است .
در وسط راه حقيقى قناتى شيرين و گوارا معروف به چشمهء
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٣٦