امارت ديوان كه عمدهء « 1 » خلافت و سلطنت است بر ديگر امرا مرتبهء تقدّم يافته و در شيوهء خنجرگذارى « 2 » و لشكرشكنى از « 3 » رستم دستان دستبرد نموده و به هنگام مسابقت در ميدان شجاعت قصب السبق از شجعان نامدار ربوده « 4 » ، با فوجى آراسته از « 5 » جوانان نوخاسته و گروهى چون حشم ستاره از حدّ عدّ بيرون و چون قطرات بحار از مرتبهء قياس افزون ، جوانان رزمآزماى بر سمندهاى بادپاى و تركان جنگجو بر كميتهاى تندخو با « 6 » آيينى لايق « 7 » و تجمّلى فايق « 8 » به عرضگاه آمد و به لوازم و شرايط عرض كما ينبغى اقدام نمود و به مزيد التفات حضرت امتياز يافت .
و بعد از آن امير نامدار و نوئين كامكار امير بهلول بيك كه به كمال شجاعت موسوم و به فرط شهامت مرسوم است با لشكرى « 9 » انبوه و سپاهى پرشكوه چون كوه پيش آمد و چون به مقابلهء انظار « 10 » آفتاب آثار « 11 » رسيد به رسم مقرّر فرود آمده شرايط تعظيم و اجلال به جاى آورد و زمين عبوديّت به شفاة ادب مقبّل گردانيده زبان به ادعيهء فايقه و اثنيهء لايقه گشود . حضرت سلطنتپناهى او را به نوازش خسروانه مستوثق و مرتجى داشت .
و در « 12 » اثر او نوئين كامكار ، قدوهء امراء نامدار امير سيدى قاسم بيك به آيينى كه تا فلك آيين كواكب را برگردون مىبندد نظير آن مشاهده نرفته با فوجى بيكران از شجعان و بهادران ، همه چون ماهيان زرهپوش و چون نهنگان در جوشوخروش .
ماهيانى كه چون در بحر معركه غوص كنند گوهر جان را از اصداف قلوب اعادى [
b
15 ] بيرون آورند و نهنگانى كه چون بر ساحل مصاف جولان نمايند به يك حمله شيردلان هيجا را قلب شكافند .
شعر
جوانان شيرافكن جنگجوى * همه كرده چون شير با جنگ خوى
چو شمشير سر تا قدم آهنين * به عزم سما و به جزم زمين
هامش
( 1 ) . از ط آورده شد
( 2 ) . اصل : گزارى
( 3 ) . ط : لشكركشى با
( 4 ) . ط : برده
( 5 ) . ط : و
( 6 ) . ط : به
( 7 ) . ط : تمام
( 8 ) . ط : ما لا كلام
( 9 ) . ط : لشكر
( 10 ) . ط : نظر
( 11 ) . ط : اثر
( 12 ) . ط : بر