[ a 16 ] تويى از فيض الطاف الهى * سزاوار سرير پادشاهى
جهان تا هست داراى جهان باش * ز آسيب حوادث در امان باش
حضرت سلطان سليمان مكانى « 1 » او را به ميامن التفات خسروانه سرافراز گردانيد و ستايش فرمود .
و بر اثر او اميرين اعظمين حمزه بيك و منصور بيك با جمعى كثير « 2 » از مردان كار و دليران خنجرگذار « 3 » به عرضگاه آمدند و به رسوم ضرايع « 4 » قيام نمودند .
و از عقب ايشان امير كامكار امير سهراب بيك كه صيت جلادت او داستان شجاعت « 5 » رستم دستان را منسوخ ساخته با لشكرى كثير العدد وافر العدد « 6 » به رسم معهود ملحوظ نظر اكسير تأثير شد .
و بعد از آن امراى نامدار شجاعت شعار امير احمد بيك و پيرمهماد « 7 » با آيينى « 8 » تمام و لشكرى « 9 » فوق احصاء الكلام به عرضگاه آمدند ، و همچنين به ترتيب مقرّر هريك از امراء شجاعت شعار با عساكر جلادت آثار به معرض عرض آمدند .
و تمامى لشكر منقلاى پنج هزار و ششصد و شصت و دو نفر بودند . سه هزار و نهصد و چهل و شش نوكر ، و نهصد و سى و دو پوشندار « 10 » ، و سه هزار و چهارده تركشبند و هزار و هفتصد و شانزده قلغچى . « 11 »
بعد از آن ايناقان « 12 » و خواصّ حضرت متوجّه بساط بوسى گشتند . مقدّم ايشان امير بزرگوار عاليمقدار اسمعيل بيك « 13 » مهردار آصف شعار كه نگين سليمان در دست اقتدار اوست با لشكرى « 14 » بيشمار و انبوهى بسيار از صفشكنان جلادت آثار و بهادران شجاعت شعار در مواجههء حضرت سلطانى زانو زده به مراسم خاكبوسى قيام نمود و اسبى مكمّل - كه تا جناح الفرس « 15 » در آسمان بر آخر مجرّه بستهاند
هامش
( 1 ) . ط : حضرت سلطنتپناهى
( 2 ) . ط : جمع كثيرى
( 3 ) . اصل : گزار
( 4 ) . ط : ضراعت
( 5 ) . ط : ندارد
( 6 ) . ط : لشكر كثير العدة وافر الحد
( 7 ) . ط : مهمار
( 8 ) . ط : بآئين
( 9 ) . ط : لشكر
( 10 ) . ط : از سه هزار تا اينجا ندارد
( 11 ) . ط : قلقچى
( 12 ) . ب : ايناقيان
( 13 ) . از ط آورده شد
( 14 ) . ط : لشكر
( 15 ) . ط : جناس الفرس ( ؟ )