[ b 10 ] و فاتح ابواب الولاية بعد ما * قد انسد ابواب النبوة و انفضى
معانده قد جاحد الشمس ضحوة * الم تغن ذو الشمس عن كل مبتغى
على النبى و عليه الصلاة و السلم و التحيّة و الاكرام افتاد ، و آن ابيات اينست :
شعر
اين الملكوك التى كانت مسلطة * حتى سقاها بكأس الموت ساقيها
كم من مداين فى الافاق قد فنيت * امست خرابا و ذاب الموت اهليها
و بعد از آن اين چند بيت از نظم نظامى ، نظمه اللّه فى سلك المقربين [ بر آن الحاق كرد . ] « 1 »
بيت
صحبت دنيا كه تمنّى كند * با كه وفا كرد كه با ما كند
ملك سليمان مطلب ، كان هباست * ملك همان است سليمان كجاست
زين گهر و گنج كه نتوان شمرد * سام چه بر دست و سليمان چه برد
خاك شد آن كس كه درين خاك زيست * خاك چه داند كه درين خاك كيست
هر ورقى چهرهء آزادهاى است * هر قدمى فرق ملكزادهاى است
عمر به خشنودى دلها گذار * تا ز تو خشنود شود كردگار
هركه به نيكى عمل آغاز كرد * نيكى او روى به دو باز كرد
و بعد از « 2 » اسم همايون و تاريخ زمان كتابت به اين بيت از نتايج بديههء طبع لطيف صدر عالىقدر « 3 » كه مشتمل بر تعبين « 4 » سن شريف [ است ] كه به نهايت ادوار و غايت اعمار برساد ، ختم فرمودند « 5 » :
بيت
يكى از عنايات حق است اين * كه نه سالهام مىنويسم چنين
هامش
( 1 ) . از ط آورده شد
( 2 ) . ط : + مراسم
( 3 ) . ط : مقدار
( 4 ) . ط : ندارد
( 5 ) . ط : فرمود