صفت بندامير
روز ديگر به هنگام آنكه مواكب خسرو كواكب عزيمت قنطره به قنطره ارتفاع كرد ، و رايت بيضاء سلطان مشرفىنژاد متوجّه صحراى بسيط « 1 » خضراء شد و چاووشان اشعهء [ نجوم و ] « 2 » ازدحام كواكب را به عمود صبح از رهگذار كوكبهء خورشيد براندند ماهچهء لواء نصرت والاى حضرت سلطانى سليمان مكانى [
a
11 ] از تختگاه جمشيد متوجه قنطرهء بندامير كه از عجايب آثار ربع مسكون است شد .
و الحق اين موضع اعجوبهء جهان و نادرهء دوران است ، چه به حسن صنعت كوهى در ميان دريايى « 3 » تعبيه كردهاند و بر آن كوه اساس حصنى « 4 » حصين چون بناى فلك محكم و رصين نهاده . بر مثال ربع مسكون كه از جهات اربعه محاط آب است جزيرهاى در ميان بحرى ترتيب « 5 » نمودهاند و به كردار قلعهء گردون قصرى « 6 » رفيع بر آن محيط گردانيده .
و چنين متواترست كه اين عمارت بديع از آثار دولت پادشاه دينپناه عضد الدولهء ديلمى است كه در عهد خويش غرّهء سلاطين كامكار و قدوهء اساطين نامدار بوده . در تقويت دين سيّد انبيا و تعظيم و ترحيب سادات و علماء قصب السبق از اقران ربوده ، صحايف زمان به نقوش مناقب و ممادح او مرقوم و صفايح زمين به آثار مآثر و مكارم او موسوم .
بسى خيرات جليله و مبرّات نبيله از آثار آن پادشاه دينپناه بر روى روزگار مانده و بسيار رسوم حميده و اثرات جميله « 7 » از ايام آن مؤيّد صاحب توفيق در جهان به يادگار مانده .
و اهل تواريخ در خواصّ او « 8 » نوشتهاند كه كوهى در ميان دريايى و دريايى در ميان كوهى از آثار اقتدار او ظاهر شد « 9 » و مراد ايشان « 10 » قلعهء سربند و بركهء اصطخر است كه هر دو از بدايع اعاجيب عالماند .
هامش
( 1 ) . دشت بند امير منظورست ( كربال )
( 2 ) . از ط آورده شد
( 3 ) . ط : ندارد
( 4 ) . ط : حصن
( 5 ) . ط : تعيين
( 6 ) . ط : قصر
( 7 ) . ط : مرسوم جميله و اثرات حميده
( 8 ) . ط : آن
( 9 ) . ط : گشت
( 10 ) . ط : از آن