تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
دوستى قرين صدق دانستند و به سبب اتحاد مذهب و ملت رعايت و حمايت او را لازم شمردند . چندى قبل سيد خليل [ را ] كه يكى از امراء جليل بخارا بود با مطالبى چند به دربار همايون فرستاد و بناى ارادت و يگانگى را محكم نهاد . اولياى دولت قاهره او را به انجاح مطالب و اسعاف مقاصد مقضى المرام روانه داشته و اين چاكرفدوى را كه از قديمى خدمتگذاران دولت عليّه و خانزادگان شوكت بهيّه است به اتفاق او مأمور فرمودند . به جهت استحضار اولياى دولت از روز حركت از دار الخلافه تا حين معاودت وقايع را لازم بود به عرض برساند ، لهذا معروض داشت . [ 2 الف ]

روز سه‌شنبه 23 شهر صفر المظفر مطابق سنهء توشقان ئيل

از دار الخلافه حركت و به زاويهء مقدسهء حضرت عبد العظيم عليه التحية و التسليم وارد شده ، ده پانزده‌نفر از حجّاج بخارا را به مرافقت خليل خواجه كه در زاويهء مقدسه بودند با كسان و متعلقان ايشان مهمانى نموده ، در به دو منزل كه اين نوع رأفت و مهربانى ديدند از اين معنى زياده خوشوقت شدند .

منزل دويّم

پلاشت [ - پلشت ] كه شش فرسخ بود وارد شديم . مردم آنجا كلا در امن و امان بوده و به دعا گوئى دوام دولت اشتغال داشتند .

منزل سيّوم

در ايوان كيف كه آن هم شش فرسخ است وارد و اهل آنجا شكايتى از عاليجاه اميرآخور داشتند .

منزل چهارم

قشلاق بود كه پنج فرسخ و نيم است . اهالى آنجا كلّا از سركار ايلخانى راضى بودند .

منزل پنجم

ده نمك كه هفت فرسخ است وارد شديم . مذكور شد كه اهالى آنجا زياده مستأصل و پريشان مىباشند . از عهدهء اخراجات و سيورسات نمىتوانند برآمد . آن
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 156 | ايرج افشار