دست داشت سه دفعه چوب طريق مىزد . بعد از آنكه برمىخاست « 1 » دگنك ديگر به دست او مىداد . آن دگنك را گرفته مىبوسيد . به اين معنى كه به خدمت مزبور سرافراز گرديد . و در مكان [ 65 الف ] معيّنى كه مىدادند عاليجاه مشار اليه او را بازمىداشت ، و تصديق و تجويز خدمت و مواجب ايشان به عاليجاه مشار اليه ( متعلق ) است ، و به عرض و تصديق او منصوب و معزول مىكردند .
و در ايّام گيتىستان سه نفر بودند كه قائممقام عاليجاه ايشيك آقاسىباشى بودند ، و در مجالس خلوت خدمت مىنمودند .
و چند نفر نيز يساول نظر بودند كه هروقت پادشاه از حرم برمىآمدند ، در هرجا كه بودند در نظر حاضر به خدمات مرجوعه اقدام مىنمودند . و بعد از آن خدمت مزبور متروك شد . و در ايّام سلاطين ديگر يساولان صحبت از سه نفر تجاوز نموده ، در ايّام شاه سلطان حسين به سى و پنج نفر رسيد .
و در حضر به نوبه به كشيك حاضر ، و در سفر همگى مىبايست در ركاب ، و همه شب در كشيك حاضر باشند . و به خدمات و اسفار ديگر نيز مأمور مىگرديدند .
و اكثر مبلغ سى تومان مواجب و تيول داشته ، و بيشتر و كمتر نيز بود .
و در مجلس بهشت آيين با تاج ( و ) طومار مىايستادند .
فصل دوّم در بيان شغل ايشيك آقاسيان ديوان
خدمت مجلس را مشار اليهم مىكردند . جماعت مزبوره از بيگزادها و آقايان معتبر بودند . هريك [ را ] كه لياقت و قابليّت خدمت حضور داشت ايشيك آقاسى مىنمودند ، و در سفر و حضر و مجالس بايست حاضر باشند . و به خدمات [ 65 ب ] ديوانى و اسفار نيز مأمور مىگرديدند و به خدمت كشيك به دستور يساولان صحبت اقدام مىنمودند . و تصديق مواجب و خدمت و امر و نهى ايشان با عاليجاه ايشيك آقاسىباشى ديوان است .
و بعضى از ايشان مبلغ سى تومان مواجب و تيول ، و برخى بيشتر و كمتر نيز داشتند . و جيرهء ايشان دستور معيّنى دارد كه از مشرفان ظاهر نمىشود .
هامش
( 1 ) . اصل : خواست .