دفعه از اجارات از قرار تومانى يكصد دينار دفعه رسم الحساب از قرار تومانى چهل [ و ] پنج دينار رسد مشار اليه سى دينار
كتّاب پنج نفر كه مرسومى در وجه ايشان مقرّر نبوده ( چهل چهار تومان )
و در مجلس بهشت آيين طرف دست راست با تاج و طومار بعد از حاكم اردبيل مىنشست .
و تعيين اوراچهنويس در سركار خاصهء شريفه معمول نبود .
و مقرب الخاقان مشار اليه فى الحقيقة خود اوراچهنويس بود ، و مبلغى رسوم به قيد اوراچهنويسى در وجه او مقرر بود .
در زمان شاه سلطانحسين برطبق عرض محمد مؤمن خان اعتماد الدوله اوراچهنويسى احداث و به ميرزا محمد على دواتدار او مرجوع گرديد . بيست و هفت تومان مواجب دو نفر از محرّر سركار مزبور در وجه مشار اليه مقرّر شد .
فصل هفتم در بيان شغل مقرب الخاقان معير الممالك
شغل او آن است كه ريش ( سفيد ) و كارفرماى جميع عملهء ضرّابخانههاى [ 42 الف ] ممالك محروسه است . و نصب و عزل ايشان است منوط به تصديق و تجويز او و به كمال رسانيدن عيار طلا و نقره كه به ضرّابخانه آورند ، اعم از آنكه به ( جهت ) زر يا براى زركشى باشد مختص به اوست .
و حسب الرّقم مقرّر است كه ضابطان و مستأجران و عمله و فعلهء ضرّابخانه ( هاى ) ممالك محروسه و زركشان و زرگران و صرّافان و زركوبان و مسگران بدون اطّلاع و وقوف معير الممالك و گماشتهء او دادوستد طلا و نقره ننموده ، ضابطان و مستأجران و كل عملهء ضرّابخانههاى خود را به نصب او منصوب و به عزل او معزول دانند ، سواى ضرّابباشى و صرّافباشى كه نصب و عزل ايشان با پادشاه است .