عربستان و گرجستان و كاخت و كارتيل كه به عاليجاه اعتماد الدوله و عرايض شمخال و اوسمى كه به عاليجاه قورچىباشى نسبت دارد همه با اوست .
و نشانيدن هركس به جا و مكان [ 20 ب ] مقرّر در مجلس بهشت آيين سياهه و تفصيل و اسامى آنها به ترتيبى كه در مجلس ( مىنشينند ) ، و ايستاده داشتن قورچيان يراق و ساير مقرّبان و معتمدان به ترتيب مقرّر در مجلس جنت مماثل ، و گفتن تكبير نيز بعد از صرف طعام و شيلان مختص به اوست .
و آوردن شيلان تا پاى تالار متعلّق به ناظر بيوتات ، و بعد از ورود به مجلس ديگر ناظر را بههيچوجه دخلى نيست ، و نسق آن ( متعلق ) به ايشيك آقاسى ( باشى ) مىباشد .
و به دستور بردن پيشخانهء مباركه كه در اسفار سانحه به منازل مقرّره به اتّفاق مقرّب الحضره داروغهء فراشخانه و فراشباشى با جمعى از توابين خود و عملهء فراشخانه و بيلدارخانه و معاودت و استقبال نمودن قدرى راه و تعمير پلها و ممرها كه در عرض راه واقع باشد به مومى اليه مرجوع است . و در اسفار بايد كه شبها به اتفاق توابين به كشيك حاضر شود .
و لشكرنويس ديوان اعلى و سرخطنويس در اوقاتى كه عاليجاه مشار اليه سان توابين خود را ملاحظه ، يا به سفرى ايشان را مأمور نمايد نسخجات سان را مشار اليهما و محرّران آن سركار نوشته و لشكرنويس در حضور عاليجاه مزبور مىخواند ( و ) [ 21 الف ] حكمى كه ريشسفيد مزبور دربارهء ايشان مىنمود مشار اليهما در تحت اسم هريك مىنوشت .
و پيشكشنويس سركار خاصهء شريفه نيز به اعتبار اينكه پيشكشهاى نوروزى و غيره كه به جهت پادشاهان مىآوردند سواى مأكولات كه پيشكش مىنمايند همگى را مفصلا سياهه نموده طومار آن را به عاليجاه ايشيك آقاسىباشى تسليم مىنمود ، و اعلام پابوس مناصب به هركس كه مفوّض شده با مشار اليه است .
و از پيشكش ، عاليجاه مشار اليه يك ده يك بازيافت و از آن جمله يك ده يك به پيشكشنويس داده مىشود و تتمهء خود را متصرّف .
( و ) در حين تفويض خدمت به علاوهء خلاع فاخرهء آفتاب شعاع ، تاج وهّاج و جيقه و طومار به مشار اليه شفقت و يك عده دگنگ مرصع نيز بهعنوان ( سپرده ) به
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 513
مساهمون: ايرج افشار
ص٥١٣