على قدر احوالهم مىدهند . و اجناس ديگر نزد منجّمباشيان فرستاده مىشود كه به مصارف خير در وجه فقراء رسانيده شود .
و در ازاء آن ( معمول است ) كه سه مطلب عظيمه [ 18 الف ] عرض نمايد از قبيل استخلاص امراء محبوس و غيره . بايد البته به جواب صواب مقرون گردد .
( و ) ملبوسى كه ولى نعمت عالميان در وقت ( تحويل ) حمل پوشيده باشد ، عاليجاه ناظر بيوتات ضبط نموده در مولود مسعود به عاليجاه قورچىباشى شفقت مىفرمايند .
و مقرّر است كه در حين تفويض خدمت مزبور خلاع فاخره [ و ] تاج وهّاج و جيقه و طومار به مشار اليه عنايت شود . و در اسفار بايد به اتّفاق توابين خود شبها به كشيك حاضر گردد .
و دو هزار [ و ] پانصد و هشتاد تومان و سه هزار و سيصد و هشتاد و هفت دينار از كارزين فارس به تيول قورچىباشيان مقرّر بوده . از تيول و غيره قورچيان ( بدين ) موجب رسوم داشته ، و عاليجاه مشار اليه از امراء جانقى است .
بابت از تعيين مواجب و تيول و انعام از قرار تومانى پانصد دينار
بابت از تنخواه براتى و همه ساله صد دينار
در مجلس بهشت آيين بعد از عاليجاه صدر ممالك جانب دست چپ مى ( نشينند ) .
فصل سيّم از باب دوّم در بيان شغل عاليجاه سپهسالار كثير الاقتدار ايران
مشار اليه از جملهء امراء جانقى و بعد از قورچىباشى عمدهء ارباب سلاح ، و در اسفار مأمور ( ه ) و تغيير و تبديل حكّام [ 18 ب ] و سلاطين و ساير عساكر منصوره منوط به رأى و صوابديد عاليجاه مشار اليه است . و هرگونه حكمى و امرى كه متعلّق به مجادله و محاربه ( و ) معركه ( و ) كارزار و جنگ و پيكار بوده به مشار اليه مفوّض و مرجوع است .