جوانب ايران به جهت ( وصول ماليات ديوانى و تعيين مميزان به جهت ) قرارداد جمع محال تعلّق به مشار اليه دارد .
و محاسبات محصّلان و ضابطان و رعايا و ساير مودّيان ماليات ديوانى را كه مستوفيان عظام تنقيح [ 14 الف ] دهند بعد از رقم مشار اليه و پذيرفتن سخنان مؤديان مناط اعتبار است .
و ارقام و احكامى كه در هر باب و برطبق عرض هركس صادر شود بعضى قبل از ثبت دفاتر خلود و برخى بعد از ثبت دفاتر به مناسبت هر امر بايد به مهر مشار اليه ( باشد ) . چيزى از ماليات ديوانى دادوستد نمىشود . آنچه متعلّق به ساير ارباب اختيار و ماليات ديوانى و امور مملكت بوده باشد بايد به اطلاع و استحضار مشار اليه به عمل آورند .
و نسخجاتى كه عمّال و ضابطان هر ولايت بر دادوستد و عملكرد جزو خود نشته انفاد درگاه « 1 » معلّى نمايند ، بعد از سؤال و جواب دفترى آنچه مقرون به حساب بوده باشد از خرج هريك اخراج ، و مابقى را كه مقرون دانند رقم نمايند .
مستوفيان هر سركار به خرج عمّال هر مملكت و ضابط و مستأجر هر وجه مجرى و محاسبه بر وجه قانون حساب مفروغ سازند . و چنانچه احدى از امراء و بيگلر بيگيان و سلاطين و ساير سفيدان هريك از ممالك محروسه مرتكب [ 14 ب ] ظلمى و جبرى و تعدّى و بدعتى و خلاف حسابى شوند و پاى از جادهء حق و حساب و امور مستمرّه و معمول و دستور مملكت ( و ) ضابطهء حقانيت بيرون گذارند و وزير اعظم مطّلع گردد اعم از آنكه ازو شكايت كنند يا نكنند ، بايد آن شخص را از ارتكاب او ممنوع نموده در رفع و منع آن كوشد . و امور جزئيه را به موجب فرموده و تعليقه و نوشتهء خود رفع نمايد .
و چنانچه مودّى ، يكى از ( ولات ) يا بيگلر بيگيان عظيم الشأن بوده به امر و نهى او ممنوع و متقاغد نگردند به خدمت بندگان ثريا « 2 » مكان عرض و بدانچه امر اقدس در آن باب شرف صدور يابد از آن قرار معمول و مرتب دارد .
و تعيين ملازمان ديوانى از هر طايفه و طبقه منوط و مربوط به تصديق و تجويز و
هامش
( 1 ) . دو بار نوشته شده .
( 2 ) . اصل : سريا .