مقرّر بود تعيين نمايد كوتاهى ننما ( يند ) .
و هر ساله مبلغ سيصد تومان نقد و مقدار سيصد من موم زرد و كافورى و مقدارى فتيلهء عنبر و كشته ( و ) برمكى به جهت نذورات آن آستان از سركار سلاطين معدلت آيين بهعنوان هديه ، و يك دست خلاع فاخره به جهت متولى مزبور يا نايب او مىفرستادند كه قدرى از وجوه مرسوله را به مستحقين زوّار و آن آستانهء ( متبركه مهمسازى و تتمه را ميانهء ( خدام ) ملايك احترام و عمله و فعلهء آن سركار تقسيم و موم را به اطلاع ناظر آستانهء ) مقدّسه شمع ريخته هر شب صرف روشنائى ، و فتيلهء عنبر و غيره عطريات را صرف بخور آن آستانه نمايند .
و آن روزى كه اين وجوه و خلعت مصحوب يكى از معتمدان پادشاهى و اصل آن سركار مىشد نقارهخانهء آستانهء مقدسه را به نوازش درمىآوردند و متولّيان و حكّام و جميع اعزّه و اعيان استقبال نموده علمها و شدّهها [ 6 ب ] و مصاحف به خط امامان را با رحلها مىبردند ( تا ) بيرون مشهد مقدّس معلّى و شيلان در ( ميهما ) نخانهء آن سركار صرف مىشد .
و در ايام اعياد نيز به اين دستور بود كه چهارصد من برنج با مصالح به تكلفات هرچه تمامتر در مطبخ آن سركار طبخ مىشد . و در روزهاى ديگر سواى اعياد هرروزه يكصد [ و ] هشت من برنج و هفتاد [ و ] پنج من گوشت و هزار [ و ] دويست عدد نان سواى آش و حليم فقرا در شيلان آن سركار صرف مىشد .
و مقرّر اين است كه مداخل آن سركار بعد از وضع رسومات و عشر متوليان و تنخواه تحويلداران كه از اوّل سال داده مىشد و مواجب خدمه و عمله آنچه باقى بود به وظيفهء جمعى ارباب وظايف كه حسب الارقام به تصديق متولّيان مقرّر بود به خدمه و عملهء پنج كشيك و غيره توزيع و برات از دفتر سركار گذشته به مهر عاليجاه متولى و ناظر و مستوفى به انبارداران سركار حواله ( مىشد ) كه باز به وظايف مىرسانيدند .
و هر ساله سه عدد منديل و كلاه در ميان تخته بسته مصحوب شخصى كه نذورات سركار مزبور را آورده بود از سركار پادشاه مىفرستادند كه در ضريح مقدّس متبرّك شده [ 7 الف ] باز سر به مهر به اردو مىفرستادند .
و جاى متوليان به جهت تعظيم و توقير كه بعد از احدى نبوده باشد در مسجد چهلستون و مجالس ديگر علىحده در پاى ستون نزديك به شاهنشين مقرّر بود .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: ايرج افشار
ص٤٩٥