تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
برانگيخت . . . ( پاره شده ) اف را اتباعش قطعه‌قطعه كردند . * در 24 و 25 و 26 ربيع الثانى وزراء مسئول براى جلوگيرى از مجاهدين رشت كه به قزوين اردو زده بودند تلگرافا با سپهدار مذاكراتى داشتند . * قزاق روس به آذربايجان آمد و بعضى اقدامات كه نتيجهء هوىپرستى شاه جوان و درباريان خودخواه در فروختن مملكت بود نمودند . * مملكت را فروخت ، امتيازات به خارجه داد ، رأى خود را ما فوق آراء قرار مىداد . ابهت خود را در هيچ نقطه منهى نمىنمود . بيشتر به شهوت‌رانى مشغول و همبستر او بيش از . . . زن بود و در سال بيشتر از شش ماه مشغول شكار بود و اگر كسى در شكارگاه تيرى گشاد مىداد مكافات مىشد . پلنگى در جاجرود بازوى يكى از ساكنين آنجا را خرد كرد ، آن بيچاره از هول جان پلنگ را دفع كرد و كشت ، شش ماه اليف كنده [ بود ] و زنجيرش نمود . در همين ورقه اين عبارات مندرج است : * اگر بايد مملكت تصفيه بشود اوّل رفع فاسد ، دوّم تصفيهء اخلاق كه محتاج است به معارف . معارف منوط است به علم و تهذيب اخلاق . * هرگاه ادارهء معارف توجه پيدا كند تمام مردم را مىتوان خواند و هركس كه در دائرهء علم آمد بالفرض كه پدر باشد با پسر شاه همدوش است . * مغزها را بايد از اخلاق پر كرد . * پروگرام تمام ادارات بايد تغيير كند و از حال استبداد بايد خارج شود .