بسيار محكمى بست كه تا به حال باقى است . غله از لاشجوين خاك افغانستان خريده بذر كرد . يك سال قبل از مأموريت خانهزاد « گلد سمت » « 1 » مهندس انگليس به سيستان رفته حدود معين كرده و قسمتى نموده بود . خيلى بىقاعده قسمتى بود . بيشتر اراضى و نهرهاى قديمى سيستان را به قسمت افغانستان برده بود . نقشهء آن تقسيم نزد جاننثار بود ، خدمت حضرت مستطاب اشرف اعظم و الا ركن الدوله روحى فداه داد .
يك جهت كلى مأموريت خانهزاد بواسطهء آن بود كه دو سال قبل بلوچ خاك افغانستان و سيستانى اتفاق كرده حشمت الملك را محاصره نموده او را مستأصل كرده بودند . فوج و سوار مظفر الملك مرحوم مأمور شده حشمت الملك را از دست آنها خلاص كرده [ 3 الف ] بعد صمصام الملك مرحوم مأمور سيستان شده جاننثار با فوج قرائى و پانصد سوار خراسانى رفت صمصام الملك مراجعت نمود .
حدود سيستان از سمت داخله يك طرف به قاين منتهى مىشود ، طرفى به رود هيرمند . يك طرف به لاشجوين افغانستان ، طرفى كوه دزداب « 2 » است كه پشت آن كوه دشتى است . تمام قم است كه آخر آن دشت به خاك كرمان وصل است و آب رود هيرمند در اين دشت به قم فرومىرود . هيچ آبادى ندارد .
از بندان قلعه آخر خاك قاين تا اول خاك سيستان پانزده فرسخ است و از آنجا تا كنار هيرمند چهار فرسخ . قريب بيست فرسخ طول و همينقدر عرض آن است كه از لاشجوين تا سه كوهه ، قلعهء آخر خاك افغانستان آن هم هيجده فرسخ مىشود .
استعداد اراضى سيستان طورى است كه شيار كمترى مىنمايند . گاهى كه محصول خود را ديرتر مىدروند ريزش مىكند . همان دانه كه ريزش كرده سال ديگر بدون [ 3 ب ] شيار و بذر آب مىدهند سال ديگر همانطور حاصل مىدهد . با اين استعداد اراضى و غلهء وافر كه بيشتر اوقات خروارى چهار پنج هزار قيمت غله بوده است اكثر اوقات رعيت بيچاره نان ارزن مىخورند و جهت اين است تمام سيستان خالصهء ديوان اعلى است . محصول حاصله را سه قسمت مىنمايند . دو قسمت براى دولت ، حاكم
هامش
( 1 ) .F . G . Goldsmid( 2 ) . دزداب بين كرمان و سيستان است . ( حاشيه ) . كذا در دو مورد و معنى باتلاق دارد .