تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
آهوان گماشتهء عالىجاه بيگلربيگى استرآباد و كلانتر دامغان به استقبال آمده ما يحتاج ضرورى را كه منزل به منزل مهيا داشته بودند از قرار تسعير نامچه [ اى ] معتبر گرفته و قيمت داده به تاريخ نهم شهر ذى قعده وارد بلدهء دامغان شده موازى سه رأس اسب و يك رأس استر و يك دست باز و يك دست باشه پيشكش عالىجاه بيگلربيگى را به نظرش رسانيدند و كلانتر دامغان هم يك رأس اسب و دو لولهء دورانداز و پنج عدد دهنه پيشكش داده بود . و در عرض راه عارضهء تبى به مزاج آن والاتبار ، طارى گشته بعد از دخول به بلدهء مزبوره شدت كرده از قرار تقرير حكيم آن سلالة السلاطين ، حسبه و يرقان و سرسام بوده بالضروره از حركت بازمانده بود و خبر بيمارى و آزارش را مهماندار با چاپار ، معروض درگاه معلى داشته بود و از جانب اشرف ، رقعهء محبت‌آميزى به پادشاهزادهء مزبور نوشته ، مضمون آنكه : « مدام ساغر عيش و حضور از صهباى مسرت و حبور ، لبريز بوده كامروا و زنگ حزن و الم از آينهء ضمير مهرتنوير ، زدوده ، عشرت‌افزا باشند . مشهود رأى عطوفت اقتضا مىگرداند كه در اين اوان سعادت‌اقتران ، بريد سبك رفتار از جانب مهماندار آن والاتبار رسيده خبر ورود و الكاى دامغان و سنوح عارضهء ذات پسنديده صفات آن ذى شأن را به مسامع اولياى دولت قاهره رسانيده موجب تكدّر خاطر خورشيد مظاهر اشرف گرديده ، مقرر فرموديم كه عالىجاه بيگلربيگى استرآباد از اطباى ( 99 ب ) حاذق آن بلاد ، هر يك سرآمد باشد نزد آن سلالهء خاندان گوركانى حاضر سازد كه به مداوا پرداخته به عون عنايت ايزد بىهمتا ، رفع ملال از وجود باجود كثير النوال گردد . چون چند روز توقف جهت تداوى ، ضرور و امكنهء پرصفا در آن ولايت ، موفور مىباشد مناسب آن است كه به هرجا كه طبع و الا ، ميلان نمايد تا حين ازالهء الم در آن مكان ، رحل اقامت انداخته بعد از آن به جانب مقصد روانه گردند كه ان شاء الله تعالى تدارك آن در سرعت حركت به اسهل وجهى مىتواند شد . از آنجا كه ضمير اقدس جوياى اخبار صحت است ، چگونگى احوال خيريت - اشتمال را به وساطت خامه و نامه بر سبيل استعجال ، اعلام خواهند نمود كه موجب تسلى گردد . پيوسته اختر مسعود اقبال از افق جاه و جلال ، طالع و لامع باد . » و ارقام مطاعه به عالىجاه بيگلربيگى استرآباد و مهماندار آن عالىنژاد در باب مضامين رقعهء مذكور نوشته شد . و به علت آن عارضه ده روز در بلدهء دامغان توقف نموده چون از دار الشفاى حكيم بىمنت و شربتخانهء طبيب بىضنت به حكم
« وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ »
74 به جاندار وى صحت و نوشداروى عافيت به عزّ مداوا ، سرافراز و به تشريف گرانمايهء شفا ، ممتاز و آثار بهبودى ، ظاهر و هويدا و علامات رفع علت ، معلوم و آشكار شده نقاهت و ضعف را