و آنچه از احوال وزراى ايشان نزد راقم اين كلمات پريشان بوضوح انجاميده اينست كه مسطور ميگردد :
ابو الفتح بن عميد
در عهد سلطنت ركن الدوله بمرتبه وزارت رسيد و ترقى تمام او را دست داده ، بغايت معتبر گرديد . بمثابهاى كه در آن ايام كه ركن الدوله از ولد ارشد خود عضد الدوله - - رنجيده بود و پهلو بر بستر ناتوانى نهاده عضد الدوله - - انديشيد كه مبادا پدر از وى ناراضى بروضهء رضوان شتابد و بىرخصت نمىتوانست كه متوجه ملازمت گردد .
بعد از تأمل قاصدى نزد ابو الفتح فرستاده ، پيغام داد كه : كدورت مرا از خاطر ركن الدوله بيرون برده ، چنان كن كه مرا طلب دارد .
ابو الفتح انگشت قبول بر ديده نهاده ، در آن باب سعى موفور بتقديم رسانيد و جهة احضار عضد الدوله مسرعى بشيراز ارسال داشت و چون عضد الدوله در بلدهء اصفهان بملازمت پدر بزرگوار رسيد ركن الدوله باقى فرزندان را نيز حاضر گردانيده ، ابو الفتح جشنى عظيم ترتيب نمود و ركن الدوله و اولاد امجاد بخانهء وزير تشريف برده ، ركن الدوله در آن مجلس ممالك خود را ميان پسران منقسم گردانيد و فخر الدوله و مويد الدوله را باطاعت و فرمانبردارى عضد الدوله مأمور ساخت « 1 »
محمد بن حسن المهلبى « 2 »
بوزارت معز الدوله قيام مىنمود و او را اختيار و اعتبار تمام بود - - و بسخاوت و علو همت اتصاف داشت و در سنهء اثنى و خمسين و
هامش
( 1 ) - خ : گردانيد
( 2 ) - ق : محمد بن المهلبى