و چون در امر وزارت دخل كرد امير نوح را بر آن آورد كه حسام - الدوله را از حكومت خراسان عزل نموده ، آن منصب را كرت ديگر بابو الحسن سميجور تفويض فرمود و حسام الدوله از امير مايوس گشته ، پناه بفخر الدولهء ديلمى برد و فخر الدوله باداى حقوق تاش پرداخته ، به زور و لشكر او را مدد كرد ، اما فايده بر آن مترتب نگشت و ديگر حسام - الدوله را حكومت خراسان ميسر نشد و در سنهء سبع و سبعين و ثلثمائه « 1 » عبد اللّه عزير از وزارت معزول گشته ، بجانب خوارزم رفت و بعد از چندگاه امير نوح - - او - - را طلبيده ، كرت ديگر بدان منصب سرافراز گردانيد و چون امير ناصر الدين سبكتكين بر دولت سلاطين سامانى استيلا يافت بسبى از اسباب عبد اللّه عزير را گفت كه محبوس گردانيدند و او را در آن محبس بسر مىبرد ، تا آن زمان كه روى بعالم آخرت آورد .
ابو على دامغانى
در وقتى كه عبد اللّه عزير « 2 » از عز وزارت دورافتاده بود ، بخوارزم رفته ، منصب وزارت را تكفل نمود و چون هرجومرج باحوال مملكت امير نوح راه يافته ، بغرا خان « 3 » و جمعى ديگر از معاندان بر ممالك سامانيان استيلا داشتند كارى از پيش نتوانست برد و به زودى از آن شغل معزول گشت .
ابو على بلعمى
بعد از عزل دامغانى روزى چند بر مسند وزارت نشست و بنابر آنكه اختلال احوال آن مملكت زياده از آن بود كه او تدارك تواند نمود امير نوح عبد اللّه عزير « 4 » را از خوارزم باز طلبيد و ثانيا بتكفل آن شغل
هامش
( 1 ) - سال 377
( 2 ) - ق و خ : عبد اللّه عزيز
( 3 ) - خ : بقرا خان
( 4 ) - ق و خ : عزيز