حسين بن قاسم
از احفاد سليمان بن وهب « 1 » بود و بعد از عزل ابو القاسم مدت هفت ماه بوزارت مقتدر قيام و اقدام نمود .
ابو الفتح فضل بن جعفر بن محمد بن الفرات
چون حسين بن قاسم معزول گشت فضل بر مسند وزارت نشست و تا آخر ايام حيات مقتدر بدان امر اشتغال داشت .
محمد بن القاسم و احمد بن عبد اللّه
در زمان القاهر باللّه بعد از عزل ابن مقله بنوبت متكفل امر وزارت گشتند .
عبد الرحمن بن عيسى جراح
در سنهء 324 روزى چند بوزارت الراضى باللّه قيام نموده معزول شد .
ابو جعفر محمد بن قاسم الكرخى
پس از عزل عبد الرحمن بمنصب وزارت رسيد و او بغايت كوتاه بالا بود ، چنان كه « 2 » در وقت عرض مهمات چون پيش تخت راضى آمدى سرش بمحاذى زانوى خليفه رسيدى ، بنابرآن يك وجب از پايهاى تخت بريدند و مردم اين معنى را بفال بد گرفتند . در جامع التواريخ مذكورست كه : چون ابو جعفر كرخى چندگاهى بامر وزارت پرداخت ديد كه مهمات برحسب دلخواه سرانجام نميشود ، روزى بخانهء خود درآمده ، در خم آب نشست و يكى از خدم او آن خم بر پشت گرفته از خانه بيرون برد و هيچكس ندانست كه مآل حالش بكجا منجر شد .
هامش
( 1 ) در اصل : وهيب
( 2 ) در اصل : « چنانچه »