پنجم
آنك القابى كه در هرمرتبهاى از مراتب چهارگانه نوشته شده كتبت آن به يكديگر وظيفهء جمعيست « 1 » كه در ان مرتبه نزول كرده باشند « 2 » مثلا آنچه در مرتبهء سلاطين نوشته شده سلاطين به يكديگر نويسند و ديگرى نتواند نوشت و همچنين در سه مرتبهء باقى و احوالى كه بعد از القاب در ضرب دوم يا در مضمونات « 3 » صنف دوم آن مراتب مذكورست « 4 » اهالى آن مرتبه يا جمعى ديگر كه در مناصب مساوى و مناسب ايشان باشند « 5 » به يكديگر نويسند
ششم
اگر منشى از زبان پادشاهى بپادشاهى ديگر « 6 » يا از اميرى باميرى « 7 » يا از وزيرى بوزيرى مكتوبى نويسد و قضيهاى سرّى باشد كه در مكتوب نتوان « 8 » نوشت آن قضيه را با رسولى كه مكتوب خواهد برد به شرط آنك امين و معتمد باشد « 9 » تقرير كند تا بمكتوب اليه رساند و در مكتوب « * 10 » باجازت و اشارت پادشاه « 11 » يا امير يا وزير « * 10 » اين مقدار نويسد كه مشافهه با او گفته شد تا بعرض رساند اصغا
هامش
( 1 ) - پ ت : جمعيتست .
( 2 ) ث : باشد .
( 3 ) پ : تا در - افزوده .
( 4 ) پ : مذكورات .
( 5 ) - آ ج : باشد .
( 6 ) ب : حذف شده .
( 7 ) ب ت : ديكر - افزوده .
( 8 ) - آ ب ت : نتواند .
( 9 ) ب : كى در مكتوب نتواند نوشت - افزوده .
( * 10 - * 10 ) - پ ج : از - باجازت - تا - وزير - حذف شده .
( 11 ) - ت : حذف شده .