منشى را در صورتى كه خواهد نوشت مناسب نيفتد « 1 » بايد كى در ان باب تعمق نظر كرده آن نوع القاب جهت شخصى نويسند « 2 » كه جامع فضايل نفسانى و اعمال ديوانى باشد و اگر فضيلت علمى نداشته « 3 » باشد القاب فضلا بيرون اندازد و به مجرد القاب اصحاب ديوان اكتفا كند
سوم
آنك در القاب عربى جاى جاى لقبى « 4 » پارسى « 5 » اتفاق افتاده « 6 » يا در القاب پارسى « 7 » لقبى « 8 » عربى يا « 9 » تذكير مؤنث چون معدلت شامل و عظمت كامل و امثال آنكه از عادات اهل روزگارست و اعاجم مىنويسند و از خطاهاى مشهورست بايد كى آن را در محل تسامح و تساهل داند « 10 » چه حكم « 11 » بر ان جز اصطلاح عجم نيست و اين كتاب جهت اعاجم مصنّف شده
چهارم
اگر در بعضى مقدمات قرينهاى « 12 » چند كه مناسب حالت و ارادت منشى نباشد و بنابر مصلحتى نوشته شده بايد كى منشى آن را تغيير كند و واجب الحذف را محذوف گرداند و واجب الالحاق را الحاق كند
هامش
( 1 ) - ث : بيفتد ، ب : بيفتد .
( 2 ) - آ ب پ ج : نويسد .
( 3 ) ت : ندانسته .
( 4 ) - آ ت : لقب .
( 5 ) - آ ب پ ث ج : بارسى ، ت : فارسي .
( 6 ) ب : افتاده باشد .
( 7 ) - آ ث ج :
بارسى ، ت : بارسي .
( 8 ) ب : لقب ، ج : حذف شده .
( 9 ) ث : با ، ب پ : ؟ ؟ ؟ ا
( 10 ) - ت : دانند .
( 11 ) - آ ب پ ت ج : حاكم .
( 12 ) پ ت : مرتبهء .