« * 1 »
نوع دوم
امرا و حكام « 2 » و متصرفان مراغه ( * ) و عمال « 3 » و گماشتگان ناحيت « 4 » هشترود بدانند كى درين وقت استماع افتاد كه جمعى از متمردان در ان ناحيت « 5 » بفتنه و فضول « 6 » مشغولاند بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا چون واقف گردند در هر موضع كه ايشان باشند سزا « 7 » و مالش داده ابعاد « 8 » و اخراج واجب شناسند و نگذارند كه در ان ناحيت ساكن گردند و چنان سازند كه ظلم و تعدى و زور و زيادتى ايشان از اهالى و ساكنان ناحيت به كلى مندفع و منقطع گردد تا بمحمدت پيوندد ان شاء الله تعالى « 9 »
و « * 10 » و چون بر لفظ دفع ظلم و تعدى اقسام اين كتاب باتمام رسيد و وجود عدل و انصاف كه از لوازم اين معنيست از ملكات حميده و شيم شريفهء مكرم « 11 » حضرت سلطنت پناه سلطان اسلام است پادشاه جهاندار جهانبخش خلد الله سلطانه و اعلى فى الخافقين شانه و يقين است كه مستلزم « 12 » « * 10 » « * 1 »
هامش
( * 1 - * 1 ) - ث : حذف شده .
( 2 ) پ : و نواب : افزوده .
( * 3 ) ت : حذف شده
( 4 ) پ : حذف شده .
( 5 ) - آ : نواحى ، ب : حذف شده ، ت : حدود .
( 6 ) ب ت : فضولى .
( 7 ) پ : سزاى و و .
( 8 ) - آ ب : انزعاج ، ت : ازعاج .
( 9 ) پ : وحده العزيز - افزوده .
( * 10 - * 10 ) پ ج : از - و چون - تا - مستلزم - حذف شده .
( 11 ) ت : حذف شده .
( 12 ) - ب : مستكرم .