و اكثر ايشان عاجز و مضطر « 1 » الحال شده و به قوت روز در مانده اگر ( * ) بتدبير احوال ايشان « 2 » و جبر « 3 » چنين كسرى اهتمام نرود به كلى منقلع و مستاصل گردند و ديگر امكان عمارت و زراعت نباشد چون صدق سخن ايشان معلوم بود و بكرات استماع رفته از جملهء متوجهات ديوانى « 4 » مبلغ پنجاه هزار دينار جهت تدبير اين « 5 » ظلامه « 6 » وضع كرده شد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا حكام و متصرفان آنجا « 7 » به علت مبلغ « 8 » مذكور از ايشان مطالبتى ننمايند و اين مبلغ را بنام ايشان موضوع دانند و بتيكجيان نيز بر ايشان برات ننويسند و به هيچ وجه بتكاليف و اخراجات و قسمات مزاحم و متعرض نگردند « 9 » محصلانى كه جهت مطالبت اين مبلغ آنجا رفتهاند زحمت هيچ آفريده ندهند و مجموع بروات « 10 » راجع دانسته با ديوان آيند تا عوض از جايى ديگر تعيين رود مخالف و مغيّر اين معنى ( * ) بعد از آنك « 11 » در لعنت و سخط بارى تعالى و ملائكه و انبيا عليهم السلام آيد « 12 » بمواخذات « 13 » بليغ مواخذ و بمعاقبات شديد معاقب گردد « 14 » تا حقيقت دانند
نوع سوم
حكام و متصرفان ( * ) و بتيكجيان « 15 » همدان « 16 » بدانند كه
هامش
( 1 ) - پ : مضطرب .
( * 2 ) ب : احوآل تدبير ايشان ا ؟ ؟ ؟ شان .
( 3 ) ب ت : ح ؟ ؟ ؟ ر ، ج : جبرى .
( 4 ) پ ج : ايشان - افزوده .
( 5 ) ت : آن .
( 6 ) ب : طايفه
( 7 ) پ : كه - افزوده .
( 8 ) ت : حذف شده .
( 9 ) ب : ؟ ؟ ؟ شوند .
( 10 ) - ب :
بروات را .
( * 11 ) - ت : حذف شده .
( 12 ) - آ ب ت ج : آيند .
( 13 ) - آ ب :
بمواخذت .
( 14 ) - آ ب پ ت ج : كردند .
( * 15 ) - پ ج : حذف شده .
( 16 ) - پ ج : سجاس و سهرورد .