دينار از وجوه « 1 » جزيهء اهل ذمت كه حلالترين وجوهات ديوانيست بنام ايشان مقرر گردانيده برات نوشته شد بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا حكام و متصرفان مراغه « 2 » مبلغ مذكور را بموجب برات ديوان از متوجهات جزيه به زودى « 3 » با مريدان شيخ الاسلام اعظم زيدت بركته جواب گويند و تدارك خسارت ايشان واجب ( * ) دانند و « 4 » چنان سازند كه بفراغت خاطر بطاعت و عبادت و دولتخواهى « 5 » مشغول گردند « 6 » تا بمحمدت ( * ) و ارتضا « 7 » پيوندد
نوع دوم
قضاة و حكام بردع بدانند كه درين وقت نمودند كه مولانا تاج الدين على « 8 » با جمعى از تلامذه و مريدان متوجه اين جانب بوده « 9 » در راه جماعت حراميان بر ايشان زدهاند و نقود و اجناس و چهارپايان ايشان را تمامت « 10 » برده و ايشان پياده و برهنه و ضعيف حال مراجعت نمودهاند بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا چون واقف گردند باتفاق تتغاولان « 11 » و راهداران بتفحص احوال حراميان مشغول شده و بدست آورده آنچ از مذكوران برده و گرفته باشند « 12 » تمامت را استرداد نموده تسليم
هامش
( 1 ) - ب : حذف شده .
( 2 ) ت : مزارعه .
( 3 ) ج : حذف شده .
( * 4 ) - آ ت :
دانسته .
( 5 ) ج : ما - افزوده .
( 6 ) ت : شوند .
( * 7 ) پ ج : حذف شده .
( 8 ) ب : حذف شده .
( 9 ) ث : بودند .
( 10 ) - ت : حذف شده .
( 11 ) - آ : تتقاولان ، ت : م ؟ ؟ ؟ اولان ، ث : ت ؟ ؟ ؟ عاولان ، ج : تغاولان .
( 12 ) - ت : باشد .