و عباد شهر را در تردد و آمد شد نظر بر منكرات و محرمات نيفتد اگر حكام از روز وصول اين حكم تا ده روز ديگر آن جماعت را بيرون شهر « 1 » نفرستند « 2 » در محل خطاب بليغ آيند تا حقيقت دانند
نوع سوم
حكام ( * ) و قضاة « 3 » و متصرفان اهر بدانند كه درين وقت چنان عرضه داشتند « 4 » كه جمعى عورات مسلمان « 5 » بواسطهء عجزى « 6 » كه باحوال ايشان راه يافته بارتكاب منهيات مشغولاند و در امكنهء فواحش و قحاب ساكن شده بر خلاف شريعت اقدام مىنمايند اين معنى بغايت مستنكر و مستكره است بدان سبب اين حكم نفاذ يافت ( * ) تا حكام و قضاة تفحص و تحقيق احوال آن عورات كرده « 7 » چون مسلمان « 8 » باشند و از عجز و اضطرار « 9 » بر ذمايم حركات اقدام نمايند ايشان را ( * ) از ان حالت « 10 » منع كرده بشوهران دهند و اگر بعضى را به قدر برخت ريزه احتياج باشد از مال ديوان مرتب داشته تسليم كنند « 11 » متصرفان را در وقت
هامش
( 1 ) - آ پ : حذف شده .
( 2 ) پ : نفرستد .
( * 3 ) ت : حذف شده .
( 4 ) پ : داشتن
( 5 ) پ ت ج : مسلمانان .
( 6 ) - آ ب : عجزهء ، پ : عجز .
( * 7 ) پ : تا ان عورات طلبيده و تفحّص و تحقيق كرده ، ج : تا حكام و قضاة آن عورات را طلبيده و تفحص و تحقيق كرده ، ث : حكام و قضاة - حذف شده ، آ ب ت : كرده - حذف شده .
( 8 ) ب پ ت : مسلمانان .
( 9 ) - آ ب : اضطراب .
( * 10 ) - پ ج : حذف شده .
( 11 ) - پ ت : كند .