( * ) احكام و « 1 » تمسكات به دو نمايند تا بر ان وقوف يافته چنانك مقتضاى ديانت او باشد بامضا و اجرا رساند « 2 » متوليان و متصرفان ( * ) اين سال « 3 » محاسبات خود با او و نواب او روشن گردانند « 4 » و آنچ شرعا بريشان باقى باشد جواب گويند تا بمصارف مشروعه مستغرق گردد جماعت مستاكله مواضع وقفى را با اجرة المثل زمان « 5 » تصرف نامشروع با ديوان وقف گذارند و بعد اليوم ( * ) در ان « 6 » مدخل نسازند متصرفان اوقاف ممالك محروسه نواب او را كه بحكومت اوقاف بهر شهر و ولايت فرستد « 7 » قايم مقام و گماشته و نايب مناب و فرو داشتهء او دانند و در ( * ) توقير و « 8 » تبجيل او « 9 » كوشند و كتب وقفى و دفاتر محاسبات « 10 » پيش ايشان برند و ايشان را بر جميع مداخل و مصارف وقفى واقف گردانيده چيزى پنهان و پوشيده ندارند و در همه ابواب با ايشان موافق و متفق بوده به هيچ حال « 11 » انفراد نجويند و محصولات و ارتفاعات اوقاف را ببروات « 12 » و احالات ايشان به مصرف رسانند و بىمعرفت و استصواب ايشان يكدانگ « 13 » زر و يكمن غله به هيچ آفريده ندهند و وقوف و معرفت « 14 » ايشان
هامش
( * 1 ) - پ : حكام .
( 2 ) پ : رسانند .
( * 3 ) ت : حذف شده .
( 4 ) ت : كنند .
( 5 ) پ : ضمان .
( * 6 ) ث : حذف شده .
( 7 ) ث : تا - افزوده .
( * 8 ) پ : حذف شده .
( 9 ) - آ ب ت ث : حذف شده .
( 10 ) - ت : حساب .
( 11 ) - ت : حذف شده .
( 12 ) - پ : بر نوّاب و بروات .
( 13 ) - پ : بلكه دانكى .
( 14 ) - ب : موقوف .