امن « 1 » راه تا موجب حرمان « 2 » مسلمانان از چنان مقصدى شريف و معهدى منيف « 3 » نشود و سبب توجه طالبان و معتقدان گردد فريضه و متحتم است و اگر اهمال نمايند هر آينه در حضرت رب العالمين بدان تقصير مواخذ و مخاطب گردند « 4 » و نعوذ بالله من ذلك بنابرين مقدمه واجب شد ( * ) شخصى را « 5 » از امراء ديندار و امناء پرهيزكار كه بشجاعت و جلادت و شهامت و صرامت مخصوص و موصوف باشد بامارت قافلهء « 6 » حج و نيابت محمل شريف تعيين فرمودن و ( * ) لشكرى مرتب مستعد به دو سپردن « 7 » تا در خدمت و ملازمت محمل شريف متوجه شده « 8 » و وفد « 9 » عراقى و قافلهء شرقى را قايد « 10 » و مقدم ( * ) بوده بدفع « 11 » قطاع طريق « 12 » و سرّاق و حراميان مشغول گردد و قافله و سابله را بسلامت بگذراند « 13 » و چون زين الحاج و الحرمين پهلوان سراج الدين از مشاهير شجاعان « 14 » روزگار و معارف دليران « 15 » روزگارست « 16 » و بكرات به سفر مبارك « 17 » حرمين شريفين ( * ) زيدا شرفا و جلالا « 18 » مشرف
هامش
( 1 ) - پ : اين .
( 2 ) ت : فرمان .
( 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) پ : كردد .
( * 5 ) پ : بتفحّص
( 6 ) پ ج : راه ، ت : قوافل .
( * 7 ) پ : و لشكريانرا ترتيب مستعد باشد .
( 8 ) پ : شدن .
( 9 ) ب پ ت ث : و قد .
( 10 ) - پ : بنمايند .
( * 11 ) - پ : برود تا دفع .
( 12 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 13 ) پ : بكذارند .
( 14 ) - پ : مخلصان .
( 15 ) پ : ديوان ، ب : دايران .
( 16 ) - آ : زوركارست ، پ :
نامدارست ، ت : زمانست .
( 17 ) - ت : حذف شده .
( * 18 ) - آ ب ت : و جلالا - حذف شده ، پ :
حذف شده .