و قبض « 1 » و ابرام و نقض و نصب و عزل امور وقف و متوليان و مباشران قوى و مطلق گردانيده آمد « 2 » تا بر وجهى كى از رزانت راى و رصانت فكر او معهودست بضبط مواضع موقوفات مشغول شده و وقفيّها « 3 » را در نظر آورده و تحقيق اوقاف كرده و اعتبار متوليان و متصرفان واجب دانسته اجراء آن بر قانون شرع و شروط واقفان كند و عمارت « 4 » رقبات « 5 » را بر جميع مصالح و وظايف مقدم دارد و عمله و مرتزقه ضرورى را مشاهرات و مسانهات مجرى و ممضى گرداند و متوليان متديّن متشرّع را تقويت واجب دانسته ممكّن و موقّر دارد و متصرفان خاين را بعد از استرداد ماخوذات و صرف آن بمصارف مشروعه ابعاد و اخراج ( * ) لازم شمرد « 6 » و ( * ) مناداة كند كه « 7 » ايشان را در هيچ امر از امور شرعى مدخل ندهند و هر موضع را از مواضع ابواب مبرات و بيوت « 8 » خيرات در جميع ممالك محروسه بامناء متورع و صلحاء متصون متشرع « 9 » تفويض كند « 10 » و در هر ماه يك بار باعتبار احوال « 11 » و اختبار افعال ايشان اشتغال نمايد و بابشار
هامش
( 1 ) - آ ت : بسط .
( 2 ) پ ج : شد ، ب : آمدكى .
( 3 ) ب : وقفها ، ت : ناخوانا .
( 4 ) پ : اعارت .
( 5 ) ت : رقاب .
( * 6 ) ج : واجب داند .
( * 7 ) پ : حذف شده .
( 8 ) پ : حذف شده .
( 9 ) پ ج : حذف شده .
( 10 ) - پ : كنند .
( 11 ) پ : اموال .