ايشان بثبوت رسد مسموع داشته مزاحم و متعرض مواضع ايشان « 1 » نگردد و به امضاء احكام « 2 » مكتوب ديوان قانون بمفروزى و معافى و مسلمى آن « 3 » مواضع « 4 » نوشته تسليم كند و بر ان موجب در دفاتر « 5 » قانون نيز مثبت گرداند « 6 » تا در ديوان بزرگ نيز بر ان وقوف يافته مقرر گردد بدان سبب اين حكم نافذ شد ( * ) تا ازين تاريخ باز « 7 » نجيب الدين محمد را مقنن آنجا دانسته بتقويت حضرت ما مخصوص شناسند متصرفان و بتيكچيان و ارباب خبرت و اصحاب وقوف ملازم او باشند « 8 » و او را بر جليل « 9 » و حقير و نقير و قطمير املاك و محصولات و « 10 » مواضع و ارتفاعات و ( * ) جهات « 11 » و متوجهات واقف و مطلع گردانند و چيزى پنهان و پوشيده ندارند و از سخن و صوابديد او كه در باب قانون وياساميشى ولايات « 12 » و املاك ديوانى و مالكى « 13 » و جهات تمغاوات و مواضع شهر و ولايت گويد بيرون نيايند « 14 » و قانوننامهء او را موثوق به و معتمد « 15 » عليه دارند و در اداء اموال « 16 » و متوجهات ديوانى مرجوع اليه « 17 » آن را دانند و از مضمون آن تجاوز نكنند و
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) پ ج : ايشان - افزوده .
( 3 ) ت : اين .
( 4 ) ث :
موضع .
( 5 ) ج : دفتر .
( 6 ) ت : كند .
( * 7 ) ج : تا از ابتداى فلان .
( 8 ) پ ث : باشد .
( 9 ) پ : قليل ، ب : حل ؟ ؟ ؟ ل ، ث : حليل .
( 10 ) - ت : حذف شده .
( * 11 ) - پ : حذف شده ، ت : جهات .
( 12 ) - ب ث ج : ولايت .
( 13 ) - پ : مالى
( 14 ) - ث : نباشد .
( 15 ) - ت معول .
( 16 ) - ج : مال .
( 17 ) ت : حذف شده .