در آبادانى و عمارت و زراعت سعى « 1 » بليغ نمايد و چنان سازد كه در همه ابواب آثار جلادت و كفايت او بظهور پيوندد تا در محل محمدت و رضا و موقع « 2 » قبول و ارتضا « 3 » افتد ان شاء الله تعالى
نوع دوم در تفويض « 4 » ( * ) حكومت و متصرفى « 5 » بضمان و مقاطعه
سادات و قضاة و ايمه و علما و اهالى فلان ولايت و توابع و مضافاة و لواحق و منسوبات آن بدانند كه از ابتداى اين سال حكومت و متصرفى و ساير مهمات ديوانى آنجا بملك معين الدين تفويض فرموديم و تقويت او واجب ( * ) و لازم « 6 » دانسته تا بر وجهى كه از كمال كفايت و درايت و شمول كاردانى و رعيتپرورى او معهودست بتدبير امور ولايت و اصلاح احوال رعيت و جمع متفرق و ضبط متبدّد و تدارك خلل و تلافى زلل قيام نمايد و مال و متوجهات و حقوق ديوانى و حق التقرير « 7 » را در حوزهء حصول آورده چنانك حجت باز داده ببروات و حوالات ديوان بزرگ جواب گويد « 8 » و غايبان را با وطن آورده بعمارت و زراعت مشغول گرداند و من كل الوجوه در سدّ ابواب ظلم ( * ) و عدوان « 9 » و جور و طغيان كوشد و رعايا را باستمالت و استعطاف راضى و خشنود گرداند و در تقويت ضعفا و اقتصاد
هامش
( 1 ) - ث : حذف شده .
( 2 ) ت : موضع .
( 3 ) ت : ارضا .
( 4 ) ت : حذف شده .
( * 5 ) - آ ت : متصرفى و حكومت .
( * 6 ) ت : حذف شده .
( 7 ) ج : حق التقريرات .
( 8 ) پ ت : كويند .
( * 9 ) - آ ت : حذف شده .