اضطراب « 1 » امور متردد و متحير « 2 » نه مجال ( * ) سكون و « 3 » اقامت و نه امكان جلاء وطن و رحلت « 4 » واجب آمد « 5 » در كار آن ولايت نظرى وافى « 6 » و تاملى شافى كردن و رعايا را بصدق « 7 » مواعيد مستظهر گردانيدن و غايبان را طلبيدن و در آنچ بضبط و نظام و حفظ و انتظام شهر و نواحى عايد باشد اهتمام ارزانى داشتن بنابرين مقدمه از ابتداى اين سال تا مدت « 8 » سه سال حكومت و متصرفى آن ولايت بملك شمس الدين كه در « 9 » انواع كفايت و درايت ( * ) و حمايت « 10 » و رعايت از اشباه و انداد « 11 » ممتاز و مختار « 12 » است تفويض كرده شد و مقاليد « 13 » مهمات آن خطه در كف كفايت او نهاده آمد تا چنانك مقتضاى راى ( * ) صايب و حدس ثاقب « 14 » او باشد در كار ولايت از خرج و دخل و فرع و اصل ( * ) و تثمير « 15 » و توفير و ( * ) عزل و « 16 » ترتيب « 17 » نظر كند اموال و متوجهات ديوانى را بشريطهء عدالت در محل و موقع مقرر و معين گرداند و در جمع شمل متوطنان از مؤدى و مسلم بغايت امكان كوشد و غايبانرا استمالت داده با وطن مالوف آرد و
هامش
( 1 ) - ت : شدت .
( 2 ) ت : متحيرند .
( * 3 ) پ : حذف شده .
( 4 ) ث : رحليت .
( 5 ) ت : آيد .
( 6 ) پ ت : كافى .
( 7 ) ت : بتصديق .
( 8 ) ت : بدين .
( 9 ) ج : از .
( * 10 ) پ ج : و اصناف حمايت ، ت : حذف شده .
( 11 ) - ث : اداند .
( 12 ) - ج : مجتاز .
( 13 ) - آ ت : تقليد و - افزوده .
( * 14 ) - پ ج : حذف شده .
( * 15 ) - پ حذف شده .
( * 16 ) - ت : غير ان .
( 17 ) - ج : تربيت ، ث : تر ؟ ؟ ؟ پ ؟ ؟ ؟ .