فصل اول در تفويض وزارت
نوع اول
اعتلا بر شواهق مقامات شهريارى و ترقى بر مراقى درجات دولتيارى جز بتفويض اعالى مناصب و شرايف « 1 » مراتب بجمعى كه مستحق تقلد و مستعد مباشرت آن باشند « 2 » ميسر نشود چه هيچ امر كه ولاة امر « 3 » باتيان بدان « 4 » رغبت نمايند و هيچ منصب كه پادشاهان صاحب شوكت بتدبير و تنسيق آن اهتمام فرمايند با آن مساوى نگردد كه تقلد مصالح كافهء انام ( * ) و تكفل مهام خواص و عوام « 5 » باصابت راى صايب « 6 » تدبيرى كه مجارى انصاف از منابع طبيعت زخّار او باشد و ادرار « 7 » سحاب رايى صواب از فيض فطرت و غمام غريزت « 8 » مدرار « 9 » او تفويض كنند و دست او در حل و عقد امور مملكت و قبض و بسط مصالح ملك و ملت قوى و مطلق گردانند « 10 » و هر مهم كه پادشاهان ديندار و ملوك معدلت شعار را بنفس خود مباشر « 11 » آن « 12 » بايد شد « 13 » برأى رزين و فكر رصين او « 14 » بازگذارند و او را ميان خود و عامهء رعايا بل كافه برايا وسيط و وزير سازند تا پناه خواص و عوام
هامش
( 1 ) - پ ج - مدارج و - افزوده .
( 2 ) پ : باشد .
( 3 ) پ : حذف شده ، ت : امركه
( 4 ) پ : ان .
( * 5 ) پ ج : حذف شده .
( 6 ) ت : حذف شده .
( 7 ) ج : در ان .
( 8 ) پ ج : طبيعت .
( 9 ) ب : مدارار .
( 10 ) ب : كردانيد .
( 11 ) ت : مباشرت .
( 12 ) ت : حذف شده .
( 13 ) ت : كرد .
( 14 ) ث : حذف شده .