و همواره بمهم بلارغوچى در اردوها و راهها اشتغال داشته و در ان باب شرايط احتياط و امانت بجاى آورده و از عهدهء آن « 1 » بر احسن وجوه تفصى نموده بتجديد راه بلارغوجيى اردوها در يايلاق و قيشلاق و تمامت راهگذارهاى اردو « 2 » برو مقرر داشته شد ( * ) تا او « 3 » و نوكران او بتفحص بلارغوها از بردگان و چهارپايان مشغول شوند و بدست آورده بپاى علم خود برند و محافظت نمايند و « 4 » چون صاحب گمشده بيايد و نشان بنمايد و پيش او ثابت « 5 » و محقق گردد كه ملك اوست آنچ در ايام محافظت بر ان گمشده خرج كرده باشد و بثبوت تواند رسانيد با رسمى كه او را معهودست بستاند و گمشده « 6 » را به صاحبش بسپارد بدان سبب اين حكم بنفاذ پيوست تا امرا و وزرا و اركان دولت و اصحاب ديوان بزرگ و جماعت مغولان و اتراك و تازيكان و بازارها ارسلانشاه را بلارغوچيى اردو دانسته در لوازم و لواحق اين شغل رجوع با او كنند و ديگرى را با او مشارك « 7 » و منازع « 8 » نشناسند خداوندان « 9 » بلارغوها در طلبيدن گمشدها بپاى علم « 10 » او روند « 11 » و نشان گمشدهء خود « 12 »
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده .
( 2 ) ث : او
( * 3 ) ت : حذف شده .
( 4 ) ت : تا
( 5 ) - آ : ثابت شود .
( 6 ) - ث : ضايع .
( 7 ) - آ ب ت : مشاركت .
( 8 ) ت : منازعت .
( 9 ) ت : خذاوند .
( 10 ) - ت : حذف شده .
( 11 ) - ب : اورند .
( 12 ) - ث : حذف شده .