به ترتيب « 1 » استعدادات « 2 » مشغول شوند و مجموع چهارپايان « 3 » را بعلفخوار گذارند تا فربه شوند و بعد از چهل روز متوجه اينجانب گردند تا بهر مقصد كه توجه افتد ملازم باشند « 4 »
فصل هشتم در تعيين اقطاعات
اقطاع در عرف مستوفيان آنست كه پادشاه مواجب امرا و لشكريان را كه از ديوان مقرر و مجرى باشد بر متوجه موضعى « 5 » ديوانى تعيين فرمايد و بر ايشان مقرر و مسلم دارد تا سال بسال از انجا تصرف نمايند و رجوع با ديوان نكنند ( * ) و از روى لغت اقطاع دادن سلطان است « 6 » و مفهوم لغوى نيز « 7 » مطابق « 8 » مفهوم اصطلاحيست اكنون بتمهيد مقدمات انشايى « 9 » مشغول شويم
نوع اول
چون اكثر اوقات بحضور امرا و لشكريان جهت دفع مخالفان « * 10 » و تسخير ولايات احتياج مىافتد ( * ) و تا « 11 » ايشان را اسباب ملازمت و استعداد محاربت ( * ) با مخالفان « * 10 » مرتب « 12 » نباشد حضور متعذر گردد و اگر ترتّب « 13 » اسباب ايشان از
هامش
( 1 ) - ث : بتدبير .
( 2 ) - آ ب ت : استعداد .
( 3 ) پ ج : اسبان .
( 4 ) ث : و از جوانب برين جمله روند اعتماد نمايند - افزوده .
( 5 ) ت : موضع .
( * 6 ) پ ج : حذف شده .
( 7 ) ت : حذف شده .
( 8 ) - آ ب : مطلق ، پ ج : موافق .
( 9 ) - آ : در حاشيه - قواعد - افزوده .
( * 10 - * 10 ) ج - از - و تسخير - تا - با مخالفان - حذف شده .
( * 11 ) ت : حذف شده .
( * 12 ) - آ ب ت : حذف شده .
( 13 ) ج : ترتيب .