مهمات « 1 » به مصرف رسانند ديگرى كاينا من كان در ان مواضع « 2 » مدخل نسازد « 3 » و با تصرف ايشان گذارند « 4 »
نوع دوم
درين وقت « 5 » چون سليمان بهادر را جهت ملازمت چريك منصور طلب داشتيم بواسطهء عدم « 6 » استعداد از « 7 » نارسيدن وجوه مرسوم « 8 » امتناع نمود چون از اصحاب ديوان تفحص رفت تصديق سخن او كردند معلوم شد كه سبب توقف او عدم استطاعت و استعدادست و از بروات ديوانى با وجود كثرت ارباب « 9 » حوالات كسر احوال او منجبر « 10 » نمىگردد بالضروره فلان موضع را از اعمال فلان ولايت بوجه « 11 » اقطاع او مقرر گردانيديم تا آن را معمور و مزروع داشته محصولات مزروعى و متوجهات ديوانى « 12 » را بوجه جامگى خود و مواجب لشگريان كه در اهتمام دارد مستغرق گرداند « 13 » و سال بسال از انجا تصرف نموده از ملازمت باز نماند « 14 » بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا از ابتداى « 15 » سال حكام و متصرفان آنجا « 16 » آن موضع را از مدال « 17 » و اهتمام خود و جمع « 18 » ولايت « 19 » مفروز و
هامش
( 1 ) - ت : مصالح .
( 2 ) - آ ب : موضع .
( 3 ) ج : نسارند .
( 4 ) پ : كذارد .
( 5 ) ت : حذف شده .
( 6 ) ت : استطاعت - افزوده .
( 7 ) پ : حذف شده .
( 8 ) پ ج :
مواجب .
( 9 ) ث : حذف شده .
( 10 ) - ب : متح ؟ ؟ ؟ ر ، پ : متحبّر ، ث : منحبر ،
( 11 ) - ت : توجه .
( 12 ) - ت : ديوان .
( 13 ) - پ : كردند ، ت : كردانند .
( 14 ) - پ : نمايد .
( 15 ) ت :
اين - افزوده .
( 16 ) - ت : فلانجا .
( 17 ) - ث : امدال .
( 18 ) - ب ت ث : جميع .
( 19 ) - ت :
حذف شده .