و بر دست محمد بيگ فرستاده شد تا چون واقف گردند در روز به ترتيب استعدادات « 1 » خود مشغول شوند « 2 » چنانك بعد از پنج روز در صحبت محمد بيگ با ترتيب تمام متوجه فلان مملكت گردند « 3 » و بامير على ملحق شوند « 4 » و در طريقهء « 5 » سعى و اجتهاد و وظيفهء « 6 » جانسپارى و كوچ دادن « 7 » از آنچ ( * ) ممكن و « 8 » مقدورست بجاى آرند چون بمساعدت ايشان « * 9 » آن مملكت مسخر گردد و فتحى « 10 » كه مطلوبست دست دهد « * 9 » عنايت و مرحمت و سيورغاميشى « 11 » در بارهء ايشان زيادت بر تصور و توقع همكنان باشد و اگر تخلف كنند و مخالفت ورزند مواخذت و معاقبت يابند تا حقيقت دانند « 12 »
نوع سوم
ملكتمور « 13 » معلوم داند « 14 » كه درين وقت احكام يرليغها « 15 » بجمع كردن عساكر منصوره كه در ولايات « 16 » و اطراف متفرقاند « 17 » نفاذ يافته مىبايد كه چون واقف گردد با امراء هزاره و صده كه داخل تومان او مىباشند مكتوبات نويسد « 18 » و وصيت كند تا
هامش
( 1 ) ج : استعداد .
( 2 ) - آ ب پ ت ج : كردند .
( 3 ) ت : شده .
( 4 ) پ : حذف شده ، ت : كردند .
( 5 ) پ : وظيفه ، ث : طريق .
( 6 ) پ : طريقه ، ج : وظايف .
( 7 ) آ ب پ ت ج : حذف شده .
( * 8 ) ت : حذف شده .
( * 9 - * 9 ) پ ج : آن فتح دست دهد .
( 10 ) - آ ب ت : فتح .
( 11 ) ب : سيوغاميشى ، ت : سيورقاميشى .
( 12 ) - آ ب - برين جمله روند اعتماد نمايند كتب فى - افزوده .
( 13 ) ج : منكلى تمور ، ب : ملكوتمور .
( 14 ) - آ : دارد .
( 15 ) پ ج : يرليغ .
( 16 ) پ ت ج : ولايت .
( 17 ) پ ج : حذف شده .
( 18 ) پ : نويسند