اين حكم نفاذ يافت تا ازين تاريخ باز او را شحنهء آن ولايت دانسته رجوع قضاياى يارغويى با او كنند و احكام او را كه بر قانون « 1 » انصاف و ياساق باشد امتثال نمايند و رسم شحنگى با نوكران او جواب گويند او نيز بايد كى مفسدان و ايقاقان « 2 » و عوانان « 3 » كهنه را پيش خود راه ندهد و بقول ايشان « 4 » كار نكند و از افعال « 5 » و حركات « 6 » شحنهء سابق اعتبار گيرد و جمعى را كه اكابر ( * ) و اعيان « 7 » آنجا بر نزاهت « 8 » عرض و براءت ساحت ايشان « 9 » گواهى دهند بيارغو نخواند « 10 » و مزاحم ايشان نشود و تعرضى « 11 » نرساند « * 12 » و چنان سازد كه امداد شكر همكنان ( * ) از حسن « 13 » معاش و وفور معدلت و نصفت او متواتر و متعاقب گردد تا باحماد « 14 » و اثنا مقرون افتد « 15 » از جوانب برين جمله روند و اعتماد نمايند كتب فى « * 12 »
فصل ششم « 16 » در تفويض كتابت احكام مغولى ببخشيان
نوع اول
چون كمال عواطف و مراحم حضرت لا يزالى ذى الجلالى
هامش
( 1 ) - پ : قاعده ، ج : قانون و قاعدهء .
( 2 ) ت : ايناقان ، ج : ايفاغان .
( 3 ) ث : عنوان
( 4 ) ث : ه ؟ ؟ ؟ ج - افزوده .
( 5 ) ت : احوال .
( 6 ) ت : حركه .
( * 7 ) پ : حذف شده
( 8 ) - آ ب : ؟ ؟ ؟ - افزوده .
( 9 ) پ ج : حذف شده .
( 10 ) ب : ن ؟ ؟ ؟ وانند ، ت ث :
؟ ؟ ؟ خواند .
( 11 ) - پ ت ج : تعرض .
( * 12 - * 12 ) پ ج : از - و چنان - تا - كتب فى : حذف شده .
( * 13 ) ب : احس .
( 14 ) ب : ؟ ؟ ؟ احمال .
( 15 ) ت : حذف شده .
( 16 ) پ ج :
اين فصل حذف شده و بعوض او فصل بيست و دوم « در تفويض تتغاولى و راهدارى » نوشته شده .