اهتمامى تمام اما شرايف اشارات سلطانى را تقديم و ترجيح واجب دانسته او را مصاحب رسول انجناب روانه گردانيد اگر بعد از رسمى كه « 1 » زده باشد و اساسى كه انداخته بسرعت اعادت او حكم نافذ گردد در « 2 » وظيفه اخلاص افزوده شود جهان بكام « 3 » باد « 4 » ( * )
و امّا جواب بمنع
نوع اوّل « 5 »
بر راى شريف زيد شرفا منهى گردانيده مىآيد « 6 » كه اشارتى كه در باب « 7 » فرستادن مولاناء اعظم علامة الزمان مقتداى جهان قطب الملة و الدين عمت فضايله فرموده چون او را طلب داشته شد « 8 » ضعف « 9 » مزاج و استيلاء سنّ شيخوخت « 10 » را مانع توجه بدان « 11 » حضرت گردانيد و هرچند مبالغت رفت مفيد و منجح نيامد چون همگى همت بر ترفيه خاطر او بزرگ « 12 » مصروف بود اجابت ملتمس او « 13 » واجب گشت اگر راى شريف بارسال ديگرى از اكابر اين مملكت اشارت فرمايد فرستاده شود جهان بكام باد
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( 2 ) - ت : حذف شده
( 3 ) - پ : كامى
( 4 ) - ث : حذف شده
( * 5 ) - ب : حذف شده
( 6 ) - پ : شود
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - پ : بنده
( 9 ) - ب ت : ضعيف
( 10 ) - پ : شيخوخيّت
( 11 ) - ت ج : ان
( 12 ) - ج : بزركوار ، در حاشيه - بزرك - افزوده و تصحيح كرده
( 13 ) - پ : حذف شده