جهان در علم طب سرامد وجودست احتياج مىافتد فلان را كه از امنا و معتمدان اينجانب است انجا فرستاد و نسخه ادويهء كه اطبا بعد از تشخيص « 1 » مرض نوشتهاند مصحوب اوست و كيفيت عارضه معلوم كرده چون صورت ان را با مولاناء اعظم تقرير كند « 2 » انچ خدمتش را از تعيين ادويه و اشربه روى نمايد و درين مملكت متعذر باشد باتفاق مشار اليه استصحاب نموده اينجا اورد اگر توجه او باجازت شريف « 3 » تحقق « 4 » يابد از لطف بىدريغ مستبعد نشمرد « 5 » جهان بكام باد
( * ) نوع سوم « 6 »
بر راى جهان افروز منهى مىگردد كه انديشهء تأسيس عمارت ابواب البر « 7 » از « 8 » مسجد و مدرسه و خانقاه و رباط سبيل و قنطره و امثال آن در خاطر قرار گرفته و داعيه آن نصب العين شده اگر اشارت عالى بارسال ( * ) معمارى كه در صنعت هندسه عديم النظير باشد « 9 » مصحوب فلان كه بدين مهم آمده نفاذ يابد در وظيفه اخلاص و دولتخواهى افزوده ( * ) شود چه « 10 » معماران و مهندسان كى از عهده
هامش
( 1 ) - پ : تشخّص
( 2 ) - ب : ك ؟ ؟ ؟ د
( 3 ) - ت : شريفه
( 4 ) - ت : تحقيق
( 5 ) - ب : كرفه غيرها بر نشمرند كى
( * 6 ) - ب : حذف شده
( 7 ) - ج : البرّى
( 8 ) - ث : حذف شده
( * 9 ) - پ ج : ملك المهندسين بير حسن معمار
( * 10 ) - آ : حذف شده