و پسر بجوار رحمت « 1 » ايزدى پيوست حكيم طعام و شراب خواست و گفت چند انك تدبير « 2 » ممكن بود كردم اكنون انقطاع از ( * ) مطعوم و مشروب « 3 » فايده نخواهد داد بعد از ان بتجهيز و تكفين او « 4 » اشتغال نمود « 5 » جزع در قضيهء كه مفيد نخواهد بود كار خردمندان نيست حق تعالى حضرت شريفهء سلطانى را وارث اعمار گرداناد
( * ) نوع سوم « 6 »
بعد از عرض مراسم اتحاد و تاكيد مبانى ولا « 7 » و و داد نموده مىشود كه مكاتبهء شريفه در باب تمسك باذيال مصابرت « 8 » و انقطاع از مزعجات جزع و فزع بر فوات برادر سعيد مغفور طاب ثراه كه بدين محب مخلص ارزانى فرموده بود « 9 » رسانيدند مورد ان ( * ) بتكريم و تعظيم « 10 » تلقى يافت و نصيحتى را كه در باب تسليه و تسكين فرموده بسمع رضا اصغا رفت شك نيست كى در چنين مصايب ( * ) و وقايع خود را در سلك صابران منخرط گردانيدن تا باستيفاء « 11 » ثواب فايزان « 12 » و اصل شوند بهترين ملكه و شريفترين عادتيست و چون
هامش
( 1 ) - ت : حذف شده
( 2 ) - پ : تدبّر
( * 3 ) - پ : مشروب و مطعوم
( 4 ) - آ : حذف شده
( 5 ) - ج : باقى - افزوده شده
( * 6 ) - ب : حذف شده
( 7 ) - ب : حذف شده
( 8 ) - ج : صابران
( 9 ) - ج : بود - حذف شده
( * 10 ) - آ : ؟ ؟ ؟ تعظ ؟ ؟ ؟ م و تكر ؟ ؟ ؟ م
( * 11 ) - پ ج : و وقايع انخراط در سلك صابران تا باستيفاء
( 12 ) - ث : حذف شده