اسلام نهاده و هريك ازيشان بمحافظت « 1 » آن امانت مخاطب و رعايت « 2 » بنى نوع مطالب خواهند « 3 » بود « 4 » پس اگر وضعى دست دهد كه از نتايج موافقت ايشان طوايف رعايا بل عامه برايا فارغ البال و منتظم الحال « 5 » باشند هرآينه امداد بركات و اسباب حسنات قرين روزگار ايشان گردد و اين معنى وقتى اتفاق افتد كه عقد عهد مودتى ميان ايشان انعقاد پذيرد كه با دوستان يكديگر دوست و با دشمنان دشمن باشند و در سرّا و ضرّا و شدت و رخا جوانب را مرعى داشته در اخلال « 6 » اهمال جايز ندارند « 7 » تا امور مملكت متسق باشد « 8 » و قواعد دين و اسلام نا « 9 » منتظم نماند « 10 » و على الجمله مخلص دولتخواه از مدتى مديد باز موثر اين « 11 » سعادت و منتظر اين دولتست و خواهان انك بين الحضرتين عقد اين عهد منعقد گردد تا اهالى مملكتين بىشايبهء مانعى و عارضهء دافعى « 12 » بمهمات و مصالح خود اشتغال نمايند « 13 » بعرض اين معنى
هامش
( 1 ) - ت : محافظت
( 2 ) - پ ث ج : برعايت
( 3 ) - پ : خواهد
( 4 ) - آ : كرد
( 5 ) - پ : الاحوال
( 6 ) - پ : اجلال
( 7 ) - پ : ندارد
( 8 ) - پ : كردد ، ج : حذف شده
( 9 ) - ج : حذف شده
( 10 ) - ت : نمايد ، ج : بماند
( 11 ) - آ ب : ان
( 12 ) - پ ج : و وازعى - افزوده شده
( 13 ) - پ : نمايد