كه جهت مصلحت ( * ) دين و « 1 » ملك كه « 2 » بنصّ حديث تواماناند با آنحضرت طريق معاهدهء كه از ميامن آن احوال عباد با رونق و مصالح « 3 » بقاع و بلاد با نسق باشد مسلوك دارد و رسولان و تجار و قفول و صادر و وارد بفراغت خاطر « 4 » تردد توانند كرد « 5 » و مصالح مملكتين بر احسن « 6 » وجوه استقرار گيرد و مهام كافه انام در سلك انتظام انخراط پذيرد باعلام اين نيت كى متضمن مصلحت كلى جوانب و اطرافست مراحم « 7 » مطالعه شريفه شد و تشريف جواب را ساعة فساعة انتظار مىكند جهان ( * ) بكام و دولت مستدام باد « 8 »
( * ) نوع دوم « 9 »
اما بعد چون قاعدهء معاهدت « 10 » ميان سلاطين اسلام « 11 » طريقى مسلوك « 12 » و سنتى مستحسن است و ميامن ان بروزگار اباعد و اقارب و اهالى مشارق و مغارب ابدا متواصل و خشنودى حضرت صمديت جلت كبرياوه در اتيان بدين معنى حاصل بنابرين مقدمه دعاگوى دولتخواه را « 13 » كه سوابق اخلاص و جواذب اختصاص ( * ) با آنحضرت ثابتست در خاطر آمده كى « 14 » با آن حضرت عقد عهد
هامش
( * 1 ) - ب : درين
( 2 ) - پ : حذف شده
( 3 ) - ث : و - افزوده شده
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - ت : نمود
( 6 ) - ج : باحسن
( 7 ) - ت ج : مزاحم
( * 8 ) - پ : بكام باد
( * 9 ) - ب : حذف شده
( 10 ) - پ ث ج : معاهدات
( 11 ) - پ : حذف شده
( 12 ) - ت : مرضي
( 13 ) - ب : حذف شده
( * 14 ) - پ : حذف شده