ساير عباد پيش « 1 » از قهر و غضب دانند « 2 » و از اينجاست كى گفتهاند السلطان ظل الله فى الارض يعنى پادشاهان سايهء خدااند در زمين و سايه « 3 » هرآينه تابع خداوند سايه « 4 » باشد و در بعضى از « 5 » احاديث صحاح مرويست « * 6 » كه بدان خداى كى جان من در قبضهء قدرت اوست كى اگر اين « * 6 » بندگان را كى « 7 » آفريده هيچ گناه « 8 » نبودى « 9 » ايشان را استحقاق دخول « 10 » جنان و مجاورت رياض « 11 » رضوان لازم شدى و ( * ) عفو و رحمت « 12 » ايزدى بظهور نپيوستى « 13 » قدرت شامل حضرت ربانى قومى « 14 » ديگر آفريدى كى « 15 » تمامت گناهكار و متقلد جرايم و اوزار « 16 » بودندى « * 17 » و از حضرت رب العالمين جل جلاله آمرزش طلبيدندى « * 17 » ( * ) و « 19 » ايشان را بيامرزيدى « 18 » تا رحمت ( * ) فايض و عفو شامل « 20 » او
هامش
( 1 ) - آ ب ت : حذف شده
( 2 ) - پ : دانيد
( 3 ) - پ : در حاشيه نوشته شده
( 4 ) - ت : حذف شده
( 5 ) - پ ت : حذف شده
( * 6 ) - ( * 6 ) - پ ج : كه اكر تقدير ( پ : ت ؟ ؟ ؟ ر ؟ ؟ ؟ ر ) الهى جنان بودى كه اين
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - ت : كناهى
( 9 ) - پ : كه - افزوده شده
( 10 ) - ت : حذف شده
( 11 ) - پ : حذف شده
( * 12 ) - ث : رحمت و عفو
( 13 ) - ب : پيوستى ، ث : نپ ؟ ؟ ؟ وستى و
( 14 ) - پ ج : عالمى ، ث : ايشانرا مردي و قومى
( 15 ) - پ ج : جنانك اهالى آن
( 16 ) - پ : ازار ، ث : اورار
( * 17 ) - ( * 17 ) - پ ج : حذف شده
( * 18 ) - ت : حذف شده
( 19 ) - ب ث : او
( * 20 ) - ت : شامل و عفو فايض