حدقة السلطنة « 1 » نور حديقة المملكة طول الله عمره فى ظل الحضرة العاليه استماع افتاد مواد ابتهاج بر وجهى متواتر و « 2 » متوارد شد كه شرح عشر عشير آن در طى طوامير مندرج نگردد « * 3 » و شك نيست كه ( * ) از وجود « 4 » چنين فرزندى نامدار « 5 » چنان پدرى « 6 » بزرگوار را « 7 » دولتهاى بىانتها متتابع و سعادتهاى بىانقضاء « 8 » متعاقب خواهد بود و از چنين فرعى منيف كه « 9 » از چنان اصلى شريف متولد شده و رود امانى بر وفق مرام و اوابد مطالب مقرون بانتظام « 10 » باشد « * 3 » « 11 »
اى منبع فيض دانش و « 12 » معدن داد * بر تو قدم نو آمده ميمون باد
گردون معالى قمرى ديگر ديد * درياى مكارم گهرى « 13 » ديگر زاد « 14 »
اميدست كه آن « 15 » شاه « 16 » زاده كه ( * ) خانوازادهء « 17 » پادشاهى و سلطنت
هامش
( 1 ) - ب : السلطنته
( 2 ) - ب : حذف شده
( * 3 ) - ( * 3 ) - پ ج : از - و شك - تا - باشد - حذف شده
( * 4 ) - آ ب : ازو ، ت : از
( 5 ) - آ ت : از - افزوده شده
( 6 ) - ث : ندري
( 7 ) - ت : حذف شده
( 8 ) - ب : اقتضا
( 9 ) - ت : حذف شده
( 10 ) - آ : بالاى سطر نوشته شده
( 11 ) - پ : رباعيه - افزوده شده ، ت : شعر - افزوده شده
( 12 ) - ب : حذف شده
( 13 ) - ت : كهر
( 14 ) - پ : داد ، ث : ذاد
( 15 ) - پ ث ج : اين
( 16 ) - ت : بادشاه
( * 17 ) - ب : خاتونزادهء ، پ ث : از خانواده ، ت : خانزاده ، ج : از خانراده